48000408 21 98+
info@toseabnieh.ir
شنبه تا پنجشنبه 8 تا 18

در این بخش، نتایج خود را در رابطه با رابطه شهروندان شهری جوان فرانسوی با مراقبت از گیاهان و باغبانی مورد بحث قرار می دهیم. مهمترین شکاف بین چالشهای اکولوژیکی و انتظارات/عملکردهای واقعی در مورد گیاهان در خانه. سپس، ما نقش محرکهای اجتماعی را در سطح همسایگی نزدیک و برنامهریزی شهری برای افزایش سبز شدن مسکن خصوصی متصور هستیم. در نهایت، ما راه هایی را برای بهره مندی از تداوم – که می تواند در شهرهای خوراکی تحریک شود – در نگرش جوانان نسبت به مراقبت از گیاهان و مشخصات غذایی آنها پیشنهاد می کنیم.
شکاف بین نگرانی های زیست محیطی و رفتار اکولوژیکی واقعی از طریق مفهوم مرتبط با طبیعت برجسته شده است ( Nisbet et al., 2009 ). تفاوتهای فردی در ارتباط با طبیعت در طول زمان نسبتاً پایدار است، اما آموزش محیطی یا احساسات مثبت ناشی از تجربیات در طبیعت میتواند احساسات را در مورد رابطه طبیعت و انسان تغییر دهد ( پولی و اوکانر، 2000 ). در حالی که تحقیقات در رابطه با طبیعت عمدتاً بر تأثیر فعالیت های خارج از منزل در تماس با طبیعت متمرکز شده است ( Lin et al., 2017 )، اطلاعات کمی در مورد تجربیات روزمره در داخل خانه / خانه با گیاهان، به ویژه برای ساکنان شهری وجود دارد. ما این شکاف را با تمرکز بر جوانان شهرنشین فرانسوی، که کمترین گروهی هستند که گیاهان را خریداری میکنند، برطرف کردیم.
با تجزیه و تحلیل احساسات خود به خودی مرتبط با مراقبت از گیاه در خانه، از سوگیری مطلوبیت در مورد اقدامات اکولوژیکی در محیط های خانگی جلوگیری می کنیم ( اورن و همکاران، 2015 ). یک تحلیل لغوی پاسخهای نظرسنجی ساکنان جوان شهری رابطهای با مراقبت از گیاه را نشان داد که کمتر بر اساس مزایای زیستمحیطی است تا بر راحتی فردی یا نگرانیهای انسان محور مانند رفاه روانی، مزایای زیباییشناختی و تأثیر بر سلامت فیزیکی بهبود کیفیت هوا. علاوه بر این، تمام جنبههای نگهداری گیاهان با عبارات منفی توصیف شد، و نظرات در مورد اینکه آیا آن وظایف یک «محدودیت» یا «لذت» هستند، تقسیم شده است. از آنجایی که مفهوم ارتباط با طبیعت هم احساسات مثبت و هم منفی نسبت به طبیعت را در بر می گیرد ( نیسبت و همکاران، 2009 )، می توانیم بپرسیم که چگونه جنبه های منفی مراقبت از گیاهان در مسکن شهری خصوصی می تواند با احساسات مثبت بیشتر مرتبط باشد و به نوبه خود، چگونه ما می تواند به مردم کمک کند تا بیشتر با طبیعت ارتباط برقرار کنند. این امر می تواند ساکنان شهری را به سمت کسب شادی بیشتر از تمایلات بیوفیلیک ذاتی سوق دهد ( کلرت و ویلسون، 1993 ؛ زلنسکی و نیسبت، 2014 ).
ارتباط بین تجارب “داخلی” و “خارج” می تواند به ایجاد “حساسیت صمیمی” ( گورز، 2009 ) با طبیعت کمک کند که در رویارویی با چالش های اکولوژیکی ضروری است ( لاتور، 2012 ). از این منظر، «اکولوژی حسهای زمین» ( ژنگ و همکاران، 2020 ) سازگاری محیطهای طبیعی را برای سازگاری با افراد برجسته کرده است. به عنوان مثال استفاده از محرک های حسی (دیدن گیاهان یا آب، احساس نور خورشید، شنیدن حیوانات) در طراحی پارک های شهری به گونه ای که بیشتر مورد توجه مردم قرار گیرد. مکانهای سبز در شهرها همچنین میتوانند به توسعه ظرفیت نهفته مردم برای درک عملکردهای مختلف طبیعت شهری (منافع برای افراد غیر انسانی، حیوانات، سایر گیاهان و غیره) کمک کنند ( Ng, 2020 ). وقتی نوبت به مراقبت از گیاهان در خانه میرسد، میتوانیم این فرضیه را مطرح کنیم که این ابتکارات به ساکنان شهری اجازه میدهد تا نیازهای متنوع موجودات طبیعی را به گونهای متفاوت تصور کنند، گیاهان خود را در اکوسیستم کلی شهری قرار دهند و فعالیتهای مراقبت از گیاهان را به عنوان شهروند سبز ببینند.
علاوه بر این، برای تقویت ارتباط با طبیعت و شیوههای اکولوژیکی در مسکن شهری، احساسات و تجربیات در فضاهای سبز شهری میتواند نقش مهمتری نسبت به دانش داشته باشد. مدتی است که مشخص شده است که دانش مسائل زیست محیطی لزوماً رفتار طرفدار محیط زیست را پیش بینی نمی کند ( Nisbet et al., 2009 ). فضاهایی برای مراقبت از گیاهان آشکارا در مسکن شهری کمتر در دسترس است، اما در کمال تعجب، توجه به مسائل زیست محیطی (حفاظت از گونه های محلی، انتخاب گیاهان مناسب برای پرندگان یا حشرات، استفاده از کمپوست خانگی، فصلی بودن، و غیره) و تمایل به یادگیری بیشتر است. در مورد نیازهای موجودات زنده غیر انسانی در نتایج ما تقریباً وجود نداشت. در نهایت، از این منظر، ساکنان جوان شهری تفاوتی با کل جمعیت ندارند ( Beumer, 2018 ؛ Coisnon et al., 2019 ). برای پیشبرد سبز شدن مسکن شهری و شیوه های باغبانی پایدارتر، ما به روابط اجتماعی پیرامون گیاهان نگاه می کنیم.
با نشان دادن ارتباط بین آگاهی محیطی بالاتر و ارزیابی مثبت تر از مسائل فنی/اجتماعی در مورد مراقبت از گیاهان در خانه، نتایج ما دو پروفایل متفاوت باغبان شهری را مطابق با کلایتون (2007) نشان می دهد : باغبان شهری با اخلاق زیست محیطی، مراقبت از گیاهان به دلیل فوایدی که برای طبیعت و تعامل اجتماعی دارند و باغبانان شهری «مفیدگرا» که به دنبال راحتی و سهولت نگهداری هستند. بازاریابی گیاهان بر اساس انعطافپذیری آنها در برابر محدودیتهای شهری یکی از پاسخها به انتظارات باغبانهای شهری «مفیدگرا» است، اما ممکن است محرکهای اجتماعی نیز در نظر گرفته شود تا به آنها کمک کند تا با استدلالهای اکولوژیکی برای نگهداری گیاهان درگیر شوند. در واقع، همانطور که Coisnon و همکاران. (2019) نوشت: «علاوه بر آگاهی محیطی خود، افراد نیز به شدت تحت تأثیر رفتارهای تقلیدی و هنجارهای اجتماعی هستند […] و به ویژه در مورد فضاهای بیرونی که در معرض همسایگان قرار دارند». علاوه بر این، تعاملات اجتماعی میان ساکنان در ساختمانهای سبز میتواند یک محیط حمایتی و آموزشی برای افزایش آگاهی محیطی و رفتارهای طرفدار محیطزیست فراهم کند ( ژانگ و تو، 2021 ).
ما پیشنهاد میکنیم که تأثیرات اجتماعی در زمینه مسکن شهری و/یا مکانهای سبز در مراکز شهر میتواند به سبز شدن مسکن شهری خصوصی کمک کند. پس از ژانگ و تو (2021) ، برنامه ریزان شهری می توانند به طور رسمی تری مزایای کلی روانی-اجتماعی ساختمان های سبز را ارزیابی کنند. علاوه بر این، مقامات محلی و کارآفرینان خصوصی (مثلاً در کشاورزی شهری) می توانند به طور فعال برای تقویت تعامل اجتماعی پیرامون گیاهان در شهرها مشارکت کنند. به نوبه خود، آن تعاملات اجتماعی به ایجاد جامعه حول ارزش های مشترک و تقویت «هویت سبز» ( بل و سرولی، 2012 ) یا «هویت بوم شناختی» کمک می کند. دومی از طریق ارزش های اجتماعی و جهان بینی بر رفتارهای محیطی مختلف تأثیر مستقیم و غیرمستقیم دارد ( کان، 1998 ؛ والتون و جونز، 2018 ). در نهایت، این می تواند حضور گیاهان در مسکن خصوصی را تشویق کند، اگرچه مطالعات طولی بیشتری برای ارزیابی تخلخل واقعی بین فضاهای عمومی و تنظیمات خصوصی مورد نیاز است.
با افزایش نگرانی در همه کشورهای غربی برای منابع غذایی پایدار، مطالعه ما رابطه بین پروفایل های غذایی (تمایل به تغییر عادات غذایی به دلیل تغییرات آب و هوایی، مشخصات انعطاف پذیر، خرید غذاهای ارگانیک، خرید از طریق کانال های کوتاه) و نگرش نسبت به مراقبت از گیاهان را بررسی کرد. جمعیت شهرنشینان جوان فرانسوی مورد توجه بود زیرا آنها نسبت به نسل های قدیمی تر به غذای پایدار متعهد هستند، اما کمترین میزان خریداران گیاه را دارند. با این حال، ما دریافتیم که هر چه شهروندان جوان شهری بیشتر درگیر انتقال غذا و غذای پایدار باشند، ارزش بیشتری برای وظایف مراقبت از گیاهان و جنبههای اجتماعی باغبانی دارند. عکس آن نیز مشاهده شد. این تداوم بین تعهد به عادات غذایی پایدار و ارزش دادن به مراقبت از گیاهان در خانه قبلاً نشان داده نشده است. تحقیقات اخیر در مورد انگیزههای تعهد به کانالهای کوتاه شهری، بهویژه کشاورزی تحت حمایت جامعه، نشان میدهد که مصرفکنندگان به دنبال محصولات تازه و محلی هستند و همچنین به دنبال ارتباط مجدد با طبیعت هستند ( Saladarré et al., 2018 ). علاوه بر این، حس تعلق از طریق مبادلات اجتماعی در هنگام چیدن سبدهای سبزیجات و در حول و حوش تهیه غذا به شدت توسعه می یابد ( Debucquet et al., 2020 ). بر اساس نتایج ما، به نظر میرسد که ساکنان جوان شهری متعهد به منابع غذایی پایدارتر، مستعد آوردن گیاهان بیشتر به خانههای خود، ارزشگذاری پیوندهای اجتماعی پیرامون مراقبت از گیاهان و پرورش حس تعلق هستند. سبز شدن محیط زندگی آنها در واقع ادامه منطقی عادات غذایی آنهاست. اثرات سینرژیک در نهایت میتواند ارتباط با طبیعت را افزایش دهد، بهویژه زمانی که راههای جایگزین و محلی برای خرید غذا به ساکنان شهری ارائه میشود و به آنها کمک میکند تا به طور مشخص با طبیعت درگیر شوند و نیازهای خاص گیاهان و سایر موجودات غیرانسانی را درک کنند. تحقیقات بیشتر میتواند این اثرات هم افزایی را عمیقتر بررسی کند و بررسی کند که چگونه میتوانند به تقویت هویت غذایی و هویت سبز کمک کنند. همانطور که والتون و جونز (2018) اشاره کردند، یکی از جنبههای هویت اکولوژیکی با باورها درباره عضویت در گروههای مشترک با طبیعت و تجربیات مستقیم فردی که فرد با آن دارد، سروکار دارد. در «شهرهای خوراکی»، هویت اکولوژیکی که حول جوامع غذایی شکل میگیرد، میتواند جامعهسازی را حول مراقبت از گیاهان در مسکن خصوصی تحریک کند.