جذب سرمایه برای استارتاپها همواره یکی از دغدغههای بزرگ و اساسی به حساب میآید.
قبل از اینکه بخواهیم مطلب را شروع کنیم بهتر است که بدانید، مطلب پیشرو نقل از آقای جف رالستن (Geoff Ralston)، رئیس فعلی شتابدهنده معروف آمریکایی وای کامبنیتور Y-combinatorاست. این مطالب حاصل تجربیات ایشان در نتیجه کار کردن با استارتاپها، سرمایهگذاری و مشاوره چندین ساله با آنها است.
همه استارتاپها برای تامین نیازهای اولیه راهاندازی، از جمله تامین تجهیزات، اجاره دفتر و ارائه حقوق و دستمزد، نیازمند سرمایه هستند. این سرمایه غالبا خارج از بدنه استارتاپ جذب شده و اصطلاحا به آن سرمایه بذری (seed money) گفته میشود.
چرا جذب سرمایه؟
بدون جذب سرمایه، درصد بالایی از استارتاپها از بین میروند… چرا؟
استارتاپ مجموعهای است که دائما در حال رشد بوده (مثل گیاهو برای رشد نیازمند غذا و سرمایه است
سرمایهای که مرحله به مرحله به مقدار آن افزوده میشود، از توان مالی بنیانگذار استارتاپ و دوستان و آشنایان و خانواده ایشان خارج است. تعداد خیلی کمی از استارتاپ ها هستند که بوتاسترپ کردهاند (یعنی با سرمایه شخصی همبنیانگذاران، دوام آوردهاند) که جزء موارد نادر هستند.
پول فقط باعث بقا و رشد استارتاپ نمیشود؛ بلکه یک مزیت رقابتی نیز محسوب میشود.
نکته مثبت ماجرا این است که سرمایهگذاران سیاری وجود دارند که به دنبال سرمایهگذاری بر روی استارتاپهای مستعد هستند.
چه زمانی باید جذب سرمایه کنیم؟
سرمایهگذار زمانی سرمایه مورد نیاز را در اختیار شما قرار میدهد که ایده و طرح شما او را قانع کرده و جذاب به نظر بیاید. زمانی که شما آماده پاسخگویی به سوالات سرمایهگذار باشید؛ میتوانید اقدام به جذب سرمایه کنید.
با این حال، داشتن این معیارها به تنهایی برای متقاعد کردن سرمایهگذاران کفایت نمیکند و سرمایهگذار باید متقاعد شود که بازار کافی برای ایده وجود دارد و علاوه بر آن، پتانسیل رشد در ایده نیز دیده میشود.
بنیانگذاران باید زمانی جذب سرمایه کنند که متوجه فرصت بازار، مشتری هدف و محصول مورد نظر باشند. به علاوه نرخ رشد قابل قبولی را برای استارتاپ متصور باشند.
چه مقدار باید سرمایه بگیریم؟
به طور ایدهآل، به اندازهای باید سرمایه جذب کنید که به سودآوری برسید. اگر موفق به جذب شدید، نه تنها در آینده، سادهتر موفق به جذب سرمایه میشوید، بلکه بقای شما هم تا حد مورد قبولی تضمین میشود.
گفته میشود برخی از استارتاپها نیازمند طی کردن چندین مرحله (راندهای مالی) برای جذب سرمایه هستند. نمونهای از آنها، استارتاپهای سختافزاری (محصولمحور) است. این استارتاپها باید به اندازه نقطه هدفگذاری شده برای جذب سرمایه بعدی، مبلغ مورد نیاز را دریافت کنند. فواصل این نقاط عموما بین ۱۲ الی ۱۸ ماه است.
اینکه به چه میزان سرمایه جذب کنید، به عوامل بسیاری بستگی دارد؛ از جمله میزان پیشرفتی که سرمایه جذب شده میتواند برای شما حاصل کند، اعتبار سرمایهگذار، میزان اعطای سهام و غیره.
اگر بتوانید تنها ۱۰ درصد از سهام شرکت را به ازای سرمایه بذری به سرمایهگذار اعطا کنید، نتیجه خوبی را حاصل کردهاید؛ اما گاهی اوقات لازم است که این مقدار تا ۲۰ درصد افزایش یابد. ولی در نظر داشته باشید این مقدار از ۲۵ درصد فراتر نرود.
در هر مواجهای با سرمایهگذار، باید برنامه تدوین شده و موجهی برای او داشته باشید. بهتر است که به میزانهای مختلف برای جذب سرمایه برنامهریزی کنید و تضمین موفقیت شرکت را در مقدارهای مختلف سرمایه شرح بدهید.
مثال!
یک روش پیشبینی مقدار جذب سرمایه این است که تعداد ماههای مورد نظر را با احتساب هزینه دستمزد افراد تیم در سناریوهای مختلف در نظر بگیرید. برای مثال، اگر میانگین حقوق یک برنامهنویس، ماهانه ۸ میلیون تومان است و به دنبال ۵ نفر برنامه نویس هستید و برای ۱۸ ماه سرمایه نیاز دارید، سرمایه مورد نظر:
۷۲۰ = ۱۸ * ۵ * ۸
معادل هفتصد و بیست میلیون تومان است.
فراموش نکنید شتابدهندهها علاوه بر خدمات منتورشیپ، آموزش و فرآهم کردن فضای مورد نیاز شما، وظایفی مانند فراهم کردن سرمایه برای شما را نیز به عهده دارند.
دقت کنید! فراهم کردن سرمایه، نه سرمایهگذاری!
وظیفه یک شتابدهنده این است که شما را در معرض شبکهای از سرمایهگذاران قرار دهد.
لازم است بدانید که نکسترا از این شبکه قوی برخوردار بوده و خود به عنوان یک سرمایهگذار مستقل و حقوقی، امکان سرمایهگذاری بر روی استارتاپ شما را دارد؛ که مزیت نکسترا نسبت به سایر مجموعههای شتابدهی مشابه این استکه به صورت تخصصی در پنج حوزه فعالیت میکند.
