• منطقه 22 - شهرک گلستان- ساحل شرقی دریاچه چیتگر - برج تجارت لکسون - طبقه 6

48000408 21 98+

info@toseabnieh.ir

شنبه تا پنجشنبه 8 تا 18

سیاست فرهنگی چین و صنایع فرهنگی

سیاست فرهنگی چین و صنایع فرهنگی

سیاست فرهنگی چین و صنایع فرهنگی

خلاصه

در آغاز قرن بیست و یکم، با شروع اصلاحات نهادی در نتیجه جهانی شدن اقتصادی، صنایع فرهنگی چین شاهد توسعه سریعی بوده است. در پایان مثبت، برخی از مفسران استدلال کردند که صنایع فرهنگی چین با افزایش اندازه و مقیاس آن سال به سال به شدت رشد خواهند کرد. سهم صنایع فرهنگی در اقتصاد و جامعه پیوسته در حال افزایش است. بنگاه های فرهنگی در دهه آینده به سرعت رشد خواهند کرد. شرکت های دولتی شروع به گسترش به بخش فرهنگی می کنند و توانایی تولید آنها به طور قابل توجهی بهبود می یابد. فرهنگ و فناوری بیشتر از گذشته با هم ادغام شده‌اند – بخش‌های جدیدی در حال ظهور هستند تا شکاف‌های موجود در صنایع را پر کنند. ساخت سیستم سرمایه گذاری و تامین مالی و توسعه منابع فرهنگی به تدریج استاندارد می شود. خوشه بندی صنعتی به روند تبدیل شده است. صادرات فرهنگی افزایش می یابد رونق تجارت فرهنگی؛ بازار فرهنگی بی سابقه فعال است. طبق آمار، از سال 2004، صنایع فرهنگی با نرخ رشد سالانه بیش از 15 درصد و 6 درصد بیشتر از نرخ رشد همزمان تولید ناخالص داخلی رشد کرده اند. به نظر می رسد که صنایع فرهنگی چشم انداز فرهنگ و اقتصاد چین را تغییر داده اند و به شدت در گذار مدرن جامعه چین شرکت کرده اند.

معرفی

این مقاله به تغییر رابطه بین سیاست فرهنگی چین و صنایع فرهنگی به عنوان یک هدف سیاست می پردازد. صنایع فرهنگی صرفاً یک گروه معین از صنایع «آنجا» نیستند که سیاست روی آن کار می‌کند. در بسیاری از موارد خط مشی به طور فعال هدفی را برای خط مشی می سازد و سعی می کند آن بازیگرانی را شناسایی کند که ممکن است به عنوان نماینده یا “صدا” با آنها کار کند (O’Connor, 2013). در مورد چین، ما با یک خط سیر سیاستی بسیار متمایز روبرو هستیم، اقتصادی که درگیر گذار از یک اقتصاد سوسیالیستی برنامه ریزی شده به اقتصاد متکی به بازار است. مفاهیم قدیمی‌تر سوسیالیستی از فرهنگ و سیاست فرهنگی به عنوان تبلیغات و تعریفی از صنایع فرهنگی با تکیه بر پیوند بی‌واسطه به روایت آدورنو در مورد نقش اصلی ایدئولوژیک آن‌ها (آدورنو، 1991، آدورنو و هورکهایمر، 1979)، به طور فزاینده‌ای با جریان‌های سیاست غربی مواجه می‌شوند که صنایع فرهنگی از منظر مثبت به عنوان منبع رشد اقتصادی. این مسیر بسیاری از تنش‌های بین ارزش اقتصادی و فرهنگی را که قبلاً در مفهوم صنایع فرهنگی در غرب وجود دارد تشدید کرده است (Hesmondhalgh, 2013, O’Connor, 2013). این وضعیت زمانی پیچیده تر و گیج کننده تر شد که اصطلاح “صنایع خلاق” در سال 2006 مطرح شد (O’Connor and Gu, 2006).

برای اهداف این مقاله، اصطلاح صنایع فرهنگی را به معنای وسیع آن هنرهای تجسمی و نمایشی، همراه با صنایعی با تولید و توزیع انبوه کالاهای فرهنگی – تلویزیون، رادیو، فیلم، مطبوعات، انتشارات، ضبط موسیقی، بازی های کامپیوتری و غیره مشخص کردن اصطلاح “صنایع خلاق” از نظر مفهومی یا تعریفی بسیار دشوار است (O’Connor, 2013). دولت چین تمایل دارد از آن برای اشاره به صنایع طراحی (مد، نرم افزار، محصول) و مجموعه ای از خدمات تجاری در حال تغییر، بخش های مرتبط با تحقیق و توسعه و مالکیت معنوی استفاده کند. این «صنایع خلاق»، با واردات ایدئولوژیک کمتر و اهداف تجاری بیشتر، سپس از «صنایع فرهنگی» که ممکن است جنبه‌های ایدئولوژیکی داشته باشند و ارزش‌های ایدئولوژیکی را دربرمی‌گیرند که دولت بخواهد آن‌ها را ترویج یا محافظت کند، جدا می‌شود. با این حال، با توجه به اینکه انتظار می رود صنایع فرهنگی به طور فزاینده ای از طریق بازار کار کنند، این تقسیم به طور فزاینده ای ناپایدار است. موقعیت پیش فرض این بوده است که کل بخش را صنایع خلاق فرهنگی بنامیم (به اوکانر و گو، 2014 مراجعه کنید). با این حال، ابتدا باید به پیشینه تاریخی نگاه کنیم.

قطعات بخش

پیشینه تاریخی

از میان بسیاری از عواملی که باعث توسعه سریع صنایع فرهنگی چین شده است – کاهش سیاست های رهبری شده توسط دولت مهم ترین عامل است. در چین سوسیالیستی، تمام منابع فرهنگی در اختیار دولت بود، تولید و انتشار فرهنگی شامل سرمایه گذاری های دولتی بود و توسط نهادهای دولتی انجام می شد. تولیدکنندگان فرهنگی «کادرهای ملی» در نظام تبلیغاتی بودند. کلیه فعالیتهای مرتبط با فرهنگ دارای در نظر گرفته شد

اصلاح سیاست صنایع فرهنگی تا کنون

در این اصلاحات فرهنگی دو اولویت کلیدی وجود دارد. اول، دولت باید فرهنگ تجاری را که اجازه فعالیت نسبتاً آزاد در بازار را دارد، از خدمات فرهنگی تحت کنترل دولت جدا کند. دوم اینکه مؤسسات فرهنگی عمومی فعال در بخش فرهنگی تجاری باید خصوصی شوند.

اولین کار در اواخر دهه 1980 آغاز شد، از جمله انتقال نقش اداره فرهنگی اداری و تسهیل تفکیک بین سازمان های فرهنگی دولتی.

صنایع فرهنگی و خوشه های خلاق

ظهور صنایع فرهنگی نیز با ترویج فرهنگ شهری چین همزمان شد. فهمیده شد که صنایع فرهنگی جزء کلیدی اقتصادهای فرهنگی شهری هستند. این سیاست منجر به توسعه سریع خوشه های خلاق در شهرهای بزرگ چین شده است (Keane, 2011, Keane, 2013, O’Connor and Gu, 2014). خوشه ها به عنوان یک راه موثر برای تقویت صنایع فرهنگی محلی، اقتباس شده از مدل های سنتی منطقه توسعه اقتصادی در نظر گرفته می شوند. خوشه های صنایع فرهنگی

یک: بین ترویج و کنترل

از یک سو، این سیاست ها برای حفاظت و ارتقای صنایع فرهنگی عمل می کنند. از سوی دیگر تأثیر کنترل و انضباط این صنایع را دارند. سیاست چپ افراطی قبل از اصلاحات را در نظر بگیرید و این فرهنگ را که به شدت بسته شده را به سیاست باز کنید. دیدن تغییرات عظیمی که چین دستخوش آن شده است دشوار نیست. با این وجود، ما نباید مشکلاتی را که باید به آنها پرداخته شود، هم از نظر خود سیاست و هم از نظر تأثیر آن، نادیده بگیریم.

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.