48000408 21 98+
info@toseabnieh.ir
شنبه تا پنجشنبه 8 تا 18

با تشویق سیاست های عمومی، شهروندان تایوان به طور سنتی از درصد بالایی از مالکیت خانه برخوردار هستند. بنابراین، در سالهای اخیر شاهد افزایش جمعیت بیخانمانهایی که در بیرون در مکانهای عمومی میخوابند، گیجکننده و مبهم بوده است. اقدامات مردمی برای مقابله با این مشکل درخواست شده است. با این حال، رویکرد این اقدامات عمومی بستگی به چگونگی تعریف معضل بی خانمانی داشته است. این مقاله یک زمینه تاریخی از چگونگی بی خانمانی در گفتمان های سیاست ارائه می کند. علاوه بر این، بر اساس یک نظرسنجی انجام شده در سال 2004، این مقاله مشخصات بی خانمان ها را توصیف می کند و به بحث می پردازد که چرا بی خانمان ها شروع به خوابیدن در خیابان ها کردند. سرانجام، یک کارگر کمکی داستان خود را در مورد کار با بی خانمان ها در شهر تایپه، پایتخت تایوان، روایت می کند. این مقاله همچنین شامل پیامدهای سیاستی از نظر اقدامات عمومی مناسب برای پاسخ به مشکل بی خانمانی در تایوان است.
◄ بی خانمانی فراتر از قانونی بودن به یک موضوع اجتماعی در تایوان نگریسته شد. ◄ توضیح فردی در مورد بی خانمانی ماهیت اقدامات عمومی را محدود می کرد. ◄ انگ عمومی شدیدی علیه مردم بی خانمان وجود داشت. ◄ کارکنان خدمات رسانی انواع اقدامات رسانه ای را برای کمک به بی خانمان ها ابداع کردند. ◄ سیاست بی خانمانی باید جامع، هم پیشگیرانه و هم سازگار باشد.
از سال 1965، تایوان رشد اقتصادی قوی و سریعی را حفظ کرده است که با موفقیت تایوان را از یک جامعه کشاورزی به یک کشور صنعتی تبدیل کرد. تایوان به یکی از “چهار ببر” با رشد سریع در منطقه آسیای شرقی تبدیل شد ( Dalman & Sanaikone, 1997 ). به دلیل موفقیت اقتصادی چند دهه گذشته، شهروندان از درآمد خانوار و ارزش دارایی بالاتری نسبت به گذشته برخوردار هستند. بر اساس گزارش آژانس ساخت و ساز و برنامه ریزی (2006) ، درصد خانه های دارای مالکیت در تایوان در پایان سال 2005 83.9 درصد بود که به عنوان یکی از بالاترین ها در جهان رتبه بندی شد. با این حال، در همان زمان، مردم در مناطق شهری شاهد افزایش جمعیت بی خانمانهایی بودند که در برخی مناطق عمومی سرگردان بودند و در فضای باز میخوابیدند. برخلاف نرخ بالاتر مالکیت خانه، پدیده بی خانمانی برای سیاست گذاران و عموم مردم گیج کننده و معمایی است. چرا برخی از مردم مانند سایر هموطنان در موفقیت اقتصادی سهیم نیستند؟ زندگی در خیابان در عمل چگونه است؟ چه عواملی باعث خوابیدن افراد در خیابان می شود؟ پاسخ ها در رفع مشکل از نظر اتخاذ تدابیر موثر سیاستی توسط دولت مهم هستند.
این مقاله ابتدا یک زمینه تاریخی از چگونگی بی خانمانی در گفتمان سیاست ارائه می کند. سپس، بر اساس یک نظرسنجی در سال 2004، این مقاله مشخصات بیخانمانها را شرح میدهد و دلایلی را که چرا آنها در خیابانها میخوابند، مورد بحث قرار میدهد. در نهایت، یک کارگر خدماتی داستان خود را در مورد کار با بی خانمان ها در شهر تایپه، پایتخت تایوان می گوید. پیامدهای سیاست از نظر مکان ها و اقدامات عمومی مناسبی که باید در پاسخ به مشکل بی خانمانی در تایوان انجام شود مورد بحث قرار می گیرد.
از نظر تاریخی، اولین بی خانمان ها را می توان به مهاجران جدید از سرزمین اصلی چین در طول سلسله چینگ ردیابی کرد ( چن، 1995 ، لین، 1995 ). در آن زمان، فرمان محدودیت دریایی صادر شد تا فقط به مردان مجرد از استانهای ساحلی خاص چین اجازه مهاجرت به تایوان بدون هیچ خانوادهای صادر شود. بسیاری از مهاجرانی که شغل خود را در دنیای جدید از دست دادند، به دلیل نداشتن شبکه ایمن که خانواده ها از آن حمایت می کردند، به زودی به «لیو مین» (گانگستر) و «لو هان جیائو» (ولگرد) تبدیل شدند. آنها اغلب درگیر فعالیتهای غیرقانونی، مانند سرقت، درگیریهای مسلحانه و قتلها برای گذران زندگی خود بودند. در دوران استعمار ژاپن، بیخانمانها را «گدا» یا «ولگرد» مینامیدند که بهطور تصادفی و اجباری برای مردم عادی در خیابانها دست و پا میزدند. رفتارهای انحرافی آنها از نظر امنیت عمومی و اخلاق کاری تهدیدی برای نظم اجتماعی محسوب می شد. بنابراین بی خانمانی در هر دو دوره به عنوان یک موضوع حقوقی تلقی می شد. اقدامات عمومی در پاسخ به این مشکل سپس بر نقش یک سیستم اجرایی برای اتخاذ دستگیری های تنبیهی و پناه دادن غیرارادی تأکید کرد ( چن، 1995 ، لین، 1995 ).
در روزهای قبل، پناهگاه باگرز (آی-آی-یوآن)، واقع در منطقه مانکا شهر تایپه، اولین پناهگاهی بود که با بودجه خصوصی برای بی خانمانهایی که توسط پلیس به آنجا آورده شدند (چن، 1995 ) . بدیهی بود که دولت در آن زمان تمایلی به سرمایه گذاری هیچ گونه منابع عمومی در موضوع بی خانمان ها نداشت. در سال 1968 اولین قانون به نام «مقررات ضد بی خانمانی» برای تعریف بی خانمانی و تنظیم اقدامات انجام شده به تصویب رسید. در این فرمان، بیخانمانها بهعنوان «ساکنان غیرقانونی بدون مدارک هویتی، افراد بدون شغل مناسب، کودکان خیابانی، یا افرادی که در اماکن عمومی پرسه میزنند و میخوابند» تعریف شدهاند. بر اساس این فرمان، پلیس میتواند هرکسی را که با این تعریف مطابقت داشته باشد دستگیر کرده و در قالب نیمه بازداشتگاه پناهگاههای بی خانمان زندانی کند ( Fang, 2001 ).
در سال 1989، به دلیل پوشش گسترده این موضوع در رسانه ها، تصویر بی خانمانی به طرز چشمگیری تغییر کرد. بی خانمان ها به عنوان افراد بدبخت و بدبختی توصیف می شدند که با رکود اقتصادی آن زمان از خانه بیرون رانده شدند. خوابیدن در خیابان ها غیرانسانی و ناعادلانه به تصویر کشیده شد، به طوری که خواستار اقدامات موثر عمومی شد. گفتمان مطلوب در مورد موضوع بی خانمانی همزمان با موج بلند جنبش رفاه اجتماعی در تایوان در آن زمان تقویت شد. بنابراین، دولت شهر تایپه ابتدا گروه ویژه بی خانمانی را برای بررسی شرایط زندگی بی خانمان ها و بحث در مورد اقدامات عمومی مناسب معرفی کرد. در سال 1370 دفتر امور اجتماعی رسماً به عنوان واحد اصلی برای ارائه خدمات رفاهی مورد نیاز به بی خانمان ها تعیین شد. در آن زمان، بی خانمانی دیگر تهدیدی برای نظم اجتماعی تلقی نمی شد، بلکه مشکل فقرای نیازمند مراقبت اجتماعی بود ( چن، 1995 ، فانگ، 2001 ، لین، 1995 ). در سال 1994، دولت مرکزی فرمانی برای کمک به بی خانمان ها صادر کرد. بیخانمانها بهعنوان «خوابیدن در خیابانها یا هر مکان عمومی، متکدیان، معلولان جسمی و ذهنی، و افراد سرگردان» تعریف میشوند. طبق این آیین نامه، اداره باید خدمات مناسبی را برای بی خانمان های نیازمند ارائه کند، خواه توسط پلیس منتقل شده باشد یا توسط هر کسی گزارش شود، مانند غذا، امکانات حمام، سرپناه، مشاوره، مشاغل و غیره (Xu, 1996 ) .
در گذشته، تایوان به دلیل رشد سریع اقتصاد خود مشهور بود، اما به دلیل قراردادهای اجتماعی محدود خود برای ارائه یک شبکه امنیت اجتماعی ضمنی برای شهروندانش بدنام بود ( هاگارد، 2001 ). علاوه بر این، بر خلاف سایر کاربران رفاهی، بی خانمان ها به دلیل ناآگاهی طولانی مدت دولت از گروه اجتماعی بی خانمان و فقدان سیاست اجاره مسکن، به عنوان مددجویان رفاهی کمتر به حاشیه رانده شدند. این دفتر یک رویکرد منفعلانه در مورد بی خانمان ها را با اطلاع دادن یا گزارش آنها به مقامات مربوطه اتخاذ کرد. استراتژی اصلی برای رسیدگی به بی خانمان ها یا قرار دادن آنها در مراقبت های سازمانی یا بازگرداندن آنها به خانه نزد خانواده هایشان بود ( فنگ، 2001 ). در نتیجه، شمار سالانه بی خانمان هایی که توسط دولت اداره می شود از سال 2001 بین 2000 تا 4000 بوده است ( وزارت کشور، 2008 ). در مقایسه با کل جمعیت 23 میلیون نفری تایوان، تعداد بی خانمان ها نسبتاً کم بود. در یک نظرسنجی، لین (1995) پیشنهاد کرد که تعداد بی خانمان ها در تایوان 14072 نفر است. وی با میانگین اعداد برآورد شده از سوی مقامات دولتی، علما و کارشناسان، رسانه ها و خبرنگاران، قانونگذاران و کارکنان موسسات رفاهی به این عدد رسید. بدیهی است که فاصله زیادی بین رقم رسمی و تخمینی وجود دارد که ممکن است دولت را در تخصیص منابع رفاهی به موضوع محدود کند.
در بهار سال 2003، مردم تایوان در معرض خطر شیوع سندرم حاد تنفسی شدید (SARS) قرار گرفتند. همه از ابتلا به این بیماری به دلیل ماهیت بسیار مسری این ویروس می ترسیدند. در آن زمان، بی خانمان های سرگردان به عنوان حاملان پرخطر سارس در رسانه ها معرفی می شدند. اقدامات مؤثری از سوی مردم برای تحت فشار قرار دادن دولت برای مقابله با بی خانمانی به عنوان یک موضوع بهداشت عمومی درخواست شد. موضوع بی خانمانی دوباره به یک موضوع مهم اجتماعی تبدیل شد.
در سال 2004، اولین نویسنده این مقاله به بررسی شرایط زندگی بی خانمان ها در تایوان، یک بررسی مقطعی انجام داد. برای جمع آوری داده ها از روش های چندگانه مصاحبه عمیق و پرسشنامه استفاده شد. از طریق ارجاعات کارگران پناهگاه، با 19 بی خانمان در سال 2004 مصاحبه عمیق صورت گرفت. از میان آنها، 7 نفر (3 زن و 4 مرد) هنوز در خیابان ها می خوابیدند و 12 نفر (3 زن و 9 مرد) در پناهگاه ها زندگی می کردند. به هر یک از آنها مبلغ کمی برای تشویق شرکت در مصاحبه داده شد. مکان هر مصاحبه طوری تنظیم شده بود که مکانی آشنا و راحت برای سوژه باشد. طول هر مصاحبه حدود 40 تا 80 دقیقه بود. سن مصاحبه شوندگان بین 35 تا 63 سال بود. به جز دو نفر از آنها که از دبیرستان فارغ التحصیل شده بودند، اکثر آنها دارای تحصیلات پایین تری بودند. نیمی از آنها مجرد و نیمی از آنها قبلا ازدواج کرده بودند. گروه دوم صاحب فرزندانی شدند اما آنها را با همسران سابق خود رها کردند. سه نفر از آنها از منطقه محلی تایپه بودند، اما بقیه از خارج از شهر آمده بودند.
اگرچه هر مصاحبه شونده داستان منحصر به فرد خود را از بی خانمان شدن داشت، اما هر یک از آنها مسیر زندگی مشابهی با خوابیدن در خیابان ها داشتند. بر اساس مصاحبه های عمیق، تغییر وضعیت مسکن یک فرد از خانه دار به بی خانمان، آنی نبود، بلکه یک تغییر تدریجی بود. در مشاهدات من، بی خانمان شدن اغلب نتیجه یک سری رویدادهای نامطلوب زندگی بود. در ابتدا، اکثر آنها دچار ناامنی شغلی یا ورشکستگی تجاری شدند. برخی از بیماری های روانی رنج می بردند و مراقبت از بستگان خود را خسته می کردند. برخی از آنها دچار اختلال خانوادگی شدند و از خانواده خود منزوی شدند. سپس خود را در وضعیت نامطمئن زندگی میبینند، مثلاً بهطور موقت نزد دوستان یا اقوام میمانند، نمیتوانند کرایه خانه را بپردازند، جابهجا میشوند و در نهایت چارهای جز خوابیدن در خیابانها نداشتند. زمانی که فردی مدت معینی در خیابان ها زندگی می کرد، همراه با رژیم غذایی نامنظم و ناسالم و همچنین اعتیاد به الکل، دیگر از نظر جسمی و روحی خوب نبود و دچار بیماری ها و سندرم ها شد. با توجه به شرایط ناسالم، آنها را برای توانبخشی به بیمارستان ها یا پناهگاه ها فرستادند تا به خیابان ها برگردند. این یک چرخه معیوب شد تا اینکه آنها زندگی خود را خسته کردند. یک خط سیر زندگی کسانی که بی خانمان می شوند در شکل 1 بر اساس داستان زندگی مصاحبه شوندگان ساخته شده است.
شکل 1 . تجربه زندگی بی خانمان شدن.
در همان زمان، نظرسنجی برای مصاحبه با بی خانمان ها در 25 شهرستان در تایوان انجام شد. 50 کارگر محلی برای کمک به مصاحبه های حضوری استخدام شدند. آنها از افراد بی خانمانی که برای خدمات یا پرس و جو به محل کار خود (پناهگاه، دفاتر، خیابان و غیره) مراجعه کردند، دعوت کردند تا در نظرسنجی شرکت کنند. به عنوان قدردانی از شرکت کنندگان در مصاحبه، هدیه کوچکی به مصاحبه شوندگان داده شد. در نهایت 187 پرسشنامه معتبر به دست آمد.
در این نظرسنجی، نسبت نمونه گیری از سرپناه ها و افراد خیابانی 1:3 تعیین شد که بر اساس نظرسنجی لین در سال 1994 انجام شد. از این میان 94.1 درصد مرد و 5.9 درصد زن بودند. سن آنها بین 25 تا 80 سال بود که میانگین و میانگین سنی آنها به ترتیب 2/50 و 0/50 سال بود. بیشترین گروه سنی بین 41 تا 60 سال بود که 59.2 درصد از نمونه را تشکیل می داد. دومین گروه سنی بزرگ زیر 40 سال بود که 20.5 درصد از نمونه را تشکیل می داد. گروه افراد بالای 60 سال تنها 20 درصد از نمونه را تشکیل می دادند. از نظر وضعیت تأهل، نیمی از پاسخگویان (8/57 درصد) مجرد بودند. مجموعاً افراد مطلقه، بیوه و جدا شده 28.9 درصد از نمونه را تشکیل می دادند. تنها 13.4 درصد متاهل یا دارای زندگی مشترک بودند که بسیار کمتر از درصد پاسخ دهندگان (34 درصد) در نظرسنجی لین در سال 1994 است. سطح تحصیلات متوسطه اول (23.5%) و سپس سطح تحصیلات دبیرستان (18.2%). در مقایسه با سطح تحصیلات دبیرستانی 12 درصدی در نظرسنجی لین، به نظر می رسد نمونه این مقاله نسبت بالاتری از فارغ التحصیلان دبیرستان دارد.
در مورد شرایط زندگی، از 187 پاسخگو، تنها 74 نفر از آنها یک بار در سرپناه یا موسسات مشابه برای بی خانمان ها زندگی کرده بودند و چهار نفر از آنها مستقیماً از مراکز درمانی به سرپناه منتقل شدند. از گزارش خود، تنها 146 پاسخ دهنده مدت زندگی بی خانمان خود را که از یک ماه تا 300 ماه متغیر بود، نشان دادند. میانگین مدت زمان حدود 58.4 ماه (میانگین 32 ماه) بود. بالاترین نسبت پاسخ دهندگانی که در سال گذشته زندگی در خیابان ها را آغاز کرده بودند 27.3 درصد بود. نسبت افرادی که از یک تا دو سال در خیابان بوده اند 18 درصد و از 2 تا 5 سال در خیابان 23.4 درصد بوده است. طبق پیشنهاد دالی (1996) همه این گروه ها به عنوان بی خانمان های موقت یا دوره ای طبقه بندی شدند . کسانی که پنج تا 10 سال در خیابان مانده بودند 14 درصد از نمونه را تشکیل می دادند و 14 درصد بیش از 10 سال در خیابان زندگی می کردند. این افراد بی خانمان طولانی مدت یا مزمن هستند.
این نظرسنجی همچنین شامل سوالاتی در مورد ترتیبات روزانه و شرایط جسمی و روحی بود. نتایج نشان داد که تنها تعداد کمی از پاسخ دهندگان (15.4٪) می توانند به طور منظم به سه وعده غذایی در روز دسترسی داشته باشند، که نشان می دهد بی خانمان ها دائماً در حالت گرسنگی هستند. از نظر بهداشت فردی، تنها 25.5 درصد از پاسخ دهندگان توانستند هر روز دوش بگیرند. بقیه می توانند کمتر از یک بار در هفته یا حتی بیشتر از یک هفته دوش بگیرند. ظاهر کثیف بی خانمان ها چیزی است که باعث می شود مردم آنها را به شکلی کلیشه ای ببینند و چرا مردم آنها را به هشدارهای بهداشت عمومی مرتبط می کنند. به دلیل امکانات گسترده حمام که توسط دولت یا سازمان های خیریه حمایت می شود، پاسخ دهندگان اغلب از امکانات حمام عمومی (47.1٪) یا توالت های عمومی (46٪) برای اهداف بهداشت شخصی استفاده می کنند. بنابراین، راهاندازی بیشتر این حمامها در تغییر کلیشههای بیخانمانها مهم و مفید خواهد بود.
در مورد سؤالات مربوط به تجارب سرپناهی، تنها 57 نفر از آن 74 پاسخ دهنده که زمانی در پناهگاه ها زندگی می کردند، فراوانی زندگی خود را در پناهگاه ها نشان دادند. از میان آنها، 36 نفر حداقل یک بار در پناهگاه ها زندگی کردند و بقیه دو بار یا بیشتر در پناهگاه ها زندگی کردند. این نشان میدهد که زندگی در پناهگاهها در میان بیخانمانها معمول یا منظم نیست. هنگامی که در مورد نوع ایده آل محل اقامت پرسیده شد، نزدیک به 70٪ از پاسخ دهندگان زندگی در خانه خود را به عنوان بهترین انتخاب بیان کردند، چه خانه خریداری شده (38.6٪) یا اجاره (29.9٪). این اطلاعات نشان دهنده ترجیح قوی آنها برای مسکن خصوصی بر سرپناه است که ممکن است مرجع ارزشمندی برای دولت در تدوین سیاست های مربوطه باشد.
جدای از تجربیات زندگی آنها، در این نظرسنجی از بی خانمان ها پرسیده شد که چه عواملی باعث خوابیدن آنها در خیابان ها شده است. فهرستی از انتخاب ها برای انتخاب به پاسخ دهندگان ارائه شد، همانطور که در جدول 1 نشان داده شده است . بیش از سه چهارم (77.4٪) از پاسخ دهندگان بیکاری طولانی مدت را دلیل اصلی بی خانمان شدن آنها عنوان کردند. 43.5% ناتوانی در پرداخت اجاره مسکن را دلیل آن می دانستند. سایر آغازگرها عوامل شخصی (7/39%) و فاکتورهای خانوادگی (5/31%) بودند. به نظر می رسد این سناریو با نرخ بالای بیکاری در دهه گذشته در تایوان به دلیل روند رکود کلان اقتصادی در سال های اخیر مطابقت دارد. علاوه بر این، این نظرسنجی همچنین از کارکنان دولتی که به امور بی خانمانی در 25 شهرستان رسیدگی می کنند، خواسته است تا عواملی را که به نظر آنها منجر به بی خانمانی می شود، انتخاب کنند. پس از وزن دهی به اهمیت انتخاب های فهرست شده (به جدول 1 مراجعه کنید)، همه آنها موافق بودند که “اختلال در کارکرد خانواده” (100٪) عامل اصلی بی خانمان شدن افراد است و به دنبال آن “سخت کار نکردن” (82.6٪)، و سپس عامل ساختاری به اصطلاح «تغییر و جستجوی شغل دشوار» (3/78 درصد). فقط تعداد کمی از کارگران مورد “ناتوانی در پرداخت اجاره” (یعنی اجاره گران یا قیمت مسکن) را انتخاب کردند که به عنوان دلیل اصلی رشد جمعیت بی خانمان در ایالات متحده ذکر شد (اندرسون و کریستین، 2003، دالی، 1996 ) . ، جنکس، 1994 ). نتایج حاکی از شکاف آشکار در عوامل نسبت داده شده آغازگر بی خانمانی بین افراد بی خانمان و کارکنان دولتی بود. از آنجایی که تصورات از آنچه باعث بی خانمانی می شود در تدوین سیاست ها مرتبط است ( گاوباتز، 2001 ، نیل، 1995 )، رویکرد فردگرایانه اتخاذ شده توسط کارکنان عمومی در تایوان ممکن است ماهیت به حاشیه رانده شده و محدود اقدامات عمومی در پاسخ به این مشکل را توضیح دهد.
جدول 1 . نسبت دادن آنچه که باعث بی خانمانی می شود هم توسط بی خانمان ها و هم توسط کارکنان دولتی.
| چشم انداز بی خانمان ها | N = 187 | N = 23 | دیدگاه پرسنل |
|---|---|---|---|
| بیکاری طولانی مدت | 137 (74.5%) | 18 (78.3%) | تغییر شغل و جستجوی دشوار |
| قادر به پرداخت اجاره نیست | 80 (43.5%) | 4 (17.4%) | اجاره بالا |
| ناسازگاری شخصی | 73 (39.7%) | 19 (82.6%) | سخت کار نمی کند |
| روابط خانوادگی ناهماهنگ | 58 (31.5%) | 23 (100%) | اختلال در عملکرد خانواده |
| ناتوانی در پرداخت هزینه های پزشکی در صورت بیماری | 52 (28.2%) | 12 (52.2%) | امکانات و خدمات پزشکی ناکافی |
| مجرد، بدون شبکه اجتماعی | 17 (9.2%) | ||
| دیگران | 15 (8.2%) | 12 (52.2%) | سیاست رفاه اجتماعی نامناسب |
| تصادفات رانندگی | 8 (34.8%) | نابرابری های اجتماعی | |
| سابقه زندان | 2 (8.7%) | تخریب سازه های غیرمجاز | |
| شکست کسب و کار | 2 (8.7%) | قمار |
علاوه بر این، مردم اغلب فکر می کنند که بی خانمان ها بی ثمر هستند و هر روز در خیابان ها هیچ کاری انجام نمی دهند. با این حال این نظرسنجی داستان دیگری را بیان کرد. جدول 2 تجربه استخدامی پاسخگویان را نشان می دهد. اکثر آنها زمانی شغل داشتند و امرار معاش می کردند (82.4%). هفتاد و شش پاسخ دهنده گفتند که در ماه قبل مقداری درآمد کسب کرده اند. درآمد ماهانه آنها از 86 دلار NT تا 21000 دلار متغیر بود. در میان آنها، 35 پاسخ دهنده درآمدی کمتر از 2000 NT دلار در ماه داشتند، در حالی که 19 پاسخ دهندگان بین 2000 تا 3000 NT دلار درآمد داشتند. تنها هفت نفر از آنها بیش از 10000 دلار NT درآمد داشتند. متوسط درآمد در آن ماه فقط 4280 دلار NT و میانگین آن 3000 دلار NT بود که هر دوی آنها حتی کمتر از حداقل دستمزد NT $ 15,840 تعیین شده توسط کمیته کار در تایوان است. بدیهی است که برای بی خانمان ها دشوار است که با چنین مقدار کمی از درآمد کسب شده، زندگی مناسبی داشته باشند. در مورد انواع شغلی که در آن مشغول بودند، اکثر پاسخ دهندگان در مشاغل عجیب و غریب (59.9%)، مشاغل نظافتی (25.1٪)، رژه جشنواره برای خدایان یا الهه معبد (22.5٪)، جمع آوری زباله (16.6٪)، یا تحویل اعلامیه (درصد) مشغول بودند. 11.2٪، یا یکی از چند نوع شغل دیگر (6.4٪)، مانند چاپ، نگهبانی، کار توانبخشی). بیشتر این مشاغل به عنوان مشاغل غیر ماهر و کم درآمد شناخته می شدند.
جدول 2 . مشاغل با درآمد، درآمد کسب شده و انواع شغل در میان پاسخ دهندگان.
| متغیرها | تناسب، قسمت | متغیرها | تناسب، قسمت |
|---|---|---|---|
| آیا تا به حال کار با حقوق داشته اید؟ | انواع شغل | ||
| خیر | 33 (17.6%) | کارهای عجیب و غریب | 112 (59.9%) |
| آره | 154 (82.4%) | کار نظافت | 47 (25.1%) |
| درآمد کسب شده در ماه گذشته: (NT$) | رژه جشنواره برای خدایان یا الهه معبد | 42 (22.5%) | |
| بدون شغل | 111 (59.4%) | مجموعه زباله | 31 (16.6%) |
| زیر 2000 | 35 (18.7%) | تحویل بروشور | 21 (11.2%) |
| 2000-5000 | 19 (10.1%) | دیگران | 12 (6.4%) |
| 5000–10000 | 15 (8.1%) | فروش دست دوم | 9 (4.8%) |
| بیش از 10000 | 7 (3.7%) | پیشخدمت/پیشخدمت | 8 (4.3%) |
| بازیگران موقت | 4 (2.1%) | ||
| میانگین: 4280 | غیر قابل اجرا = 33 | ||
| میانه: 3000 | |||
| محدوده: 86–21000 |
شرایط نامناسب زندگی در خیابان ها معمولاً در دراز مدت شرایط جسمی و روحی بی خانمان ها را بدتر می کند. در این نظرسنجی، 28.5 درصد از پاسخ دهندگان وضعیت سلامتی خود را بسیار بد، 45.5 درصد وضعیت سلامتی خود را عادلانه و تنها 15.4 درصد ادعا کردند که از سلامت خوبی برخوردار هستند. از میان آنها، 87 نفر از پاسخ دهندگان به دلیل برخی بیماری ها در بیمارستان بستری شده بودند: 34 نفر یک بار (20.6٪) و 27 نفر دو بار یا بیشتر در بیمارستان ماندند. علاوه بر این، 40.1٪ از پاسخ دهندگان اختلالات عملکرد فیزیکی (مانند اختلالات جسمی، اختلال بینایی، اختلال شنوایی، سکته مغزی) داشتند که نسبت نسبتاً بالایی است. از پاسخ دهندگان، 71.5٪ سیگاری شدید بودند. 39.2٪ الکلی بودند. و 19.3٪ عادت به جویدن “آجیل فوفل” داشتند (19.3٪). با توجه به سلامت روانی آنها، این نظرسنجی همچنین درجه خلق و خوی افسرده را در میان پاسخ دهندگان با استفاده از نسخه چینی پرسشنامه افسردگی بک 21 موردی اندازه گیری کرد ( لو، چه، ژانگ و شن، 2002 ). نتایج نشان داد که 40 درصد از پاسخ دهندگان در محدوده نرمال (نمره 16-0)، 9/30 درصد افسردگی خفیف (امتیاز 22-17) و 2/14 درصد افسردگی متوسط (نمره 30-23) داشتند. با این حال، آنچه بیش از همه نگران کننده بود این بود که 19.9٪ از پاسخ دهندگان تشخیص افسردگی شدید را داشتند. این یافته نشان می دهد که زندگی خیابانی بسیار استرس زا است. ابزارهای تشخیص دقیق تر و درمان های مداوم برای مطالعات آینده مورد نیاز خواهد بود.
نویسنده دوم این مقاله چندین سال در دفتر امور اجتماعی دولت شهر تایپه کار کرد. او در اینجا از تجربیات کاری خود با بی خانمان ها می گوید. “من” برای اشاره به داستان نویس استفاده می شود.
هنگامی که در سال 1997 برای اولین بار برای دولت شهر تایپه کار کردم، 2 تنها مددکار اجتماعی بودم که به افراد بی خانمان در سراسر شهر کمک می کرد. کمک به بی خانمان ها و پیوند دادن آنها به خدمات یا کمک های نیازمندان در آن زمان آسان نبود. من مجبور شدم خدمات متنوع را کشف کنم و مهارت های جدیدی را برای کمک به آنها توسعه دهم. به عنوان مثال، در اکتبر 2003، من یک جزوه با اطلاعاتی درباره خطرات مضر زندگی در خیابان ایجاد کردم تا بی خانمان ها بدانند. در سال 1998، در پاسخ به شکایات مردمی، دفتر امور اجتماعی مصمم به حل معضل بی خانمانی شد و پروژه بازسازی کار و زندگی بی خانمان ها را ایجاد کرد. با بودجه پروژه، من توانستم از این پول برای پرداخت هزینه های بی خانمان ها برای رفتن به خانه، حفظ حداقل استاندارد زندگی، اجاره خانه های موقت، یافتن کار و غیره استفاده کنم. بنابراین، بی خانمان های سالمند می توانند خانه های اجاره ای موقت داشته باشند که در آن ها زنده. سپس میتوانم برخی فرصتهای شغلی موقت را برای آنها ایجاد کنم تا بر اساس مهارتهای کاری قدیمیشان کار کنند، به عنوان مثال، نقاشی، نجاری، ترجمه انگلیسی، کوتاه کردن مو و غیره. پس از تثبیت محل اقامت آنها، آنها را به یارانههای رفاهی بلندمدت مرتبط کردم. یک زندگی پایدار، بنابراین آنها می توانند در نهایت از زندگی خیابانی خارج شوند. برای آن دسته از افراد بی خانمان توانمند، وظیفه اصلی من پیوند دادن آنها با کمک های مردمی و کمک های اشتغال بود. من آنها را به ایستگاه جستجوی کار که توسط اداره کار دولت شهر تایپه اداره می شود ارجاع می دهم تا آنها را با مشاغل مناسب مطابقت دهم. در طول جستجوی کار، میتوانم از بودجه پروژه برای پرداخت هزینه حمل و نقل و غذای آنها استفاده کنم. با این حال، با توجه به سطح تحصیلات پایین و فقدان مهارت های شغلی، آنها فقط می توانستند مشاغل کم درآمدی مانند نظافتچی یا نگهبانی پیدا کنند. با این حال، بی خانمان ها به دلیل عدم ثبات در سکونت نمی توانند این مشاغل را برای مدت طولانی حفظ کنند.
در حالی که تلاش میکردم بیخانمانها را به کمکهای رفاهی برای نیازمندان مرتبط کنم، متوجه شدم که قانون ثبت خانوار همیشه در راه است. هر شهروند در تایوان باید یک مکان خانوادگی ثبت شده در دولت داشته باشد. این “ثبت خانه” است. در یک جامعه کشاورزی، مانند تایپه در روزهای اولیه، مردم به اندازه امروز متحرک نبودند. محل خانوار با آدرس منزل مسکونی یکی بود. وقتی جامعه صنعتی شد، بسیاری از مردم برای شغل و حقوق بهتر به شهر مهاجرت کردند. به دلیل رعایت حقوق مالکیت، ثبت خانوار را در محل اصلی خود نگهداری میکردند، هرچند برای کار در مکانهای دیگری سکونت داشتند. با این حال، سیاستهای دولت، مانند رایگیری، مالیات، رفاه اجتماعی و ارائه خدمات، همگی بر اساس ثبت خانوار شهروندان به جای آدرس محل سکونت آنها بود. اکثر افراد بی خانمانی که من با آنها کار می کردم برای مدت طولانی از دفتر خانه اصلی خود جدا شده بودند و هویت خود را از دست داده بودند. بنابراین، آنها اغلب برای دریافت مزایای رفاهی مورد نیاز خود به دلیل عدم وجود ثبت نام خانوار محروم یا رد می شدند. بنابراین، من مقدار زیادی از زمان کاری خود را صرف بازگرداندن دفترچه خانه آنها می کنم تا آنها از مزایای رفاهی شهر برخوردار شوند. معمولاً ابتدا به آنها کمک میکردم تا مکانهای اجارهای را پیدا کنند. من صاحبخانه ها را متقاعد می کنم که به بی خانمان ها اجازه دهند محل یک خانوار را به عنوان آدرس فعلی ثبت کنند. پس از ثبت نام، می توانم آنها را به کمک های عمومی برای نیازمندان و خدمات اجتماعی از شهر مرتبط کنم.
علاوه بر دولت شهر، چند سازمان غیردولتی (NGO) یا مؤسسه نیز وجود داشتند که خدمات خاصی را به بی خانمان ها ارائه می کردند. آنها شرکای خوبی بودند. جدول 3 فهرست آژانس ها و فعالیت های کمک رسانی آنها به افراد بی خانمان را نشان می دهد.
جدول 3 . سازمان های غیردولتی به بی خانمان ها در شهر تایپه و شهرستان تایپه کمک می کنند.
| نام | محل خدمات | خدمات داده شده | تاسیس شد |
|---|---|---|---|
| انجمن داوطلبان شهرستان تایپه | شهرستان تایپه | خدمات اطلاع رسانی، سرپناه | 2003 |
| ارتش نجات، منطقه تایوان | شهر تایپه | خدمات اطلاع رسانی، سرپناه، غذای رایگان | 2000 |
| ایستگاه صلح | شهر تایپه و شهرستان تایپه | خدمات اطلاع رسانی، سرپناه، غذای رایگان | 1991 |
| خانه صلح | شهر تایپه | پناهگاه، خدمات پیگیری | 1992 |
| کلیسای متدیست دوستی | شهر تایپه | خدمات اطلاع رسانی، سرپناه، غذای رایگان | 2005 |
| کلیسای زنده بهار | شهر تایپه | خدمات اطلاع رسانی، سرپناه، غذای رایگان، جلسات مذهبی | 1991 |
در طول دوران کاریام، سختترین کار را این بود که با نگرش شدیداً بدنامشده علیه بیخانمانهای جامعه مبارزه کنم. زمانی از چندین آژانس فهرست شده خواسته شد تا جامعه را ترک کنند، زیرا ساکنان از بدتر شدن سلامت عمومی و ارزش املاک می ترسیدند. به عنوان مثال، ساکنان محلی دائماً درخواست می کردند که ایستگاه صلح، ارتش نجات و کلیسای متدیست دوستی حرکت کنند. همچنین، در سال 2008، اداره امور اجتماعی دولت شهر تایپه برنامه ریزی کرد تا یک خانه عمومی متروکه را به یک پناهگاه اضطراری برای بی خانمان ها بازسازی کند. ساکنان جامعه قبل از اعلام رسمی این پروژه را شنیده بودند. آنها در مدت زمان بسیار کوتاهی اعتراضات گسترده ای را علیه این پروژه ترتیب دادند. در نهایت این پروژه به پایان رسید. بدتر از همه، برخی از ساکنان محلی حتی سعی کردند از این که صاحبخانه های همسایه آنها از اجاره خانه های خود به بی خانمان ها یا آژانس ها دست بکشند، حمایت کنند.
اولین فکر من این بود که شروع خوبی برای تمیز نگه داشتن بی خانمان ها در ظاهرشان به عنوان راهی برای انگ زدایی است. در نتیجه، اداره و آژانس ها 6 حمام عمومی برای بی خانمان ها در شهر راه اندازی کردند. وقتی آنها تمیز و مرتب به نظر می رسیدند، بی خانمان ها در سطح بین فردی احساس راحتی بیشتری می کردند. همچنین یک بی خانمان را استخدام کردم که زمانی آرایشگر بود تا به کسانی که در حال حمام کردن بودند، موهایشان را کوتاه کند. این اقدام نوع دوستانه باعث افزایش اعتماد به نفس آرایشگر شد و از ضدیت در بین بی خانمان ها کاسته شد. علاوه بر این، من از بودجه پروژه برای پرداخت پول به برخی افراد بی خانمان مسن استفاده کردم تا خیابان ها و پارک ها را برای جامعه جارو کنند. این اقدام خدماتی دو نیت داشت. اولین مورد تشویق آنها به کار منظم بود. دوم این بود که تصوری نوع دوستانه از بی خانمان ها را به عنوان خدمت به جامعه به تصویر بکشد، به این امید که ساکنان جامعه بتوانند نگرش مطلوب تری نسبت به بی خانمان ها ایجاد کنند و تنش بین آنها کاهش یابد. علاوه بر این، من یک گروه نمایش عروسکی متشکل از افراد بی خانمان ترتیب دادم تا آنها را تشویق کنم تا تجربیات خود را به جامعه بیان کنند. اعضای گروه برای ساختن نمایش در آموزش عروسک گردانی و کارگاه های داستانی شرکت کردند. شرکت کنندگان پس از یک سال و نیم آموزش توانستند داستان های گذشته و حال خود را از طریق عروسک هایی که در دست داشتند بیان کنند.
از آنجایی که آنها فاقد اطلاعات و دانش قانونی بودند، گاهی اوقات بی خانمان ها برای انجام فعالیت های غیرقانونی مورد سوء استفاده قرار می گرفتند. به عنوان مثال، آنها مدارک شناسایی خود را به افرادی که از آن برای اظهارنامه مالیاتی سودآور، ثبت نام خانوار، خرید تلفن همراه یا ازدواج های غیرقانونی در ازای دریافت مقداری پول نقد استفاده می کردند، قرض می دادند. بنابراین، آموزش به بی خانمان ها برای حفظ حقوق و امنیت بسیار مهم است. در سال 2003، من به انتشار خبرنامه ای با عنوان “صلح تایپه” (tai bei ping an bao) توسط دولت شهر تایپه کمک کردم که وظیفه اصلی آن اطلاع رسانی به بی خانمان ها در مورد منابع موجود و آگاه کردن آنها در مورد خطرات ناشی از آن بود. زندگی در خیابان این خبرنامه گاهی از بی خانمان ها دعوت می کرد تا داستان های خود را بنویسند یا به توزیع خبرنامه برای دیگر مردم خیابان کمک کنند.
در سال های اخیر، زمان بیشتری را به مدیریت برداشت مثبت از بی خانمان ها از طریق رسانه ها اختصاص داده ام. من فکر میکردم که رسانهها میتوانند کانال خوبی برای عموم مردم باشند تا بیخانمانها را از نظر داستانهایی درباره بیخانمان شدنشان و امکان تبدیل شدن دوباره به شهروندان مولد بهتر بشناسند. در اینجا، من دو داستان موفق را که توسط رسانه ها گزارش شده است، ارائه می کنم که توجه عمومی را به خود جلب کرد. اولی درباره مرد بی خانمانی است که زمانی کاریکاتوریست معروفی بود. پس از اینکه رسانه ها از داستان بی خانمان شدن او نوشتند، او دوباره قلم موی خود را برداشت و از زندگی خیابانی خود نقاشی کرد. او اکنون از فروش نقاشی هایش امرار معاش می کند و زندگی پایداری دارد ( شکل 2 را ببینید ).
شکل 2 . یک کاریکاتوریست، یک بی خانمان سابق، زندگی بی خانمان را به صورت علف های شناور به تصویر می کشد (چاینا تایمز، 19 مارس 2004).
داستان دوم درباره زنی بی خانمان است که زمانی صاحب یک مغازه کاری بود. از او خواستم یک جعبه ناهار با طعم کاری برای من بپزد تا به هموطنان بی خانمانش در ایستگاه قطار تایپه بدهم. سپس یک کنفرانس مطبوعاتی برای او برگزار کردم و در مورد داستان او از این که سرآشپز محبوبی در بین بی خانمان ها بود صحبت کردم. بعداً چند شغل به او پیشنهاد شد ( شکل 3 را ببینید ).
شکل 3 . زن بی خانمان برای وعده های غذایی رایگان جعبه های ناهار درست می کند. مردم خیابان از خوردن آنها لذت می برند (چین تایمز اکسپرس، 14 می 2004).
ارتش رستگاری در سال 2007 یک برنامه خبری آنلاین با عنوان “اخبار در زندگی ولگرد” (Peopo، http://www.peopo.org/homelessnews ) راه اندازی کرد. هدف این برنامه ارائه اخبار و اطلاعات در مورد زندگی خیابانی، فراهم کردن بستری است. برای بی خانمان ها برای بیان نظرات خود و دعوت از عموم مردم برای دانستن بیشتر در مورد بی خانمان ها، تجربه زندگی در خیابان و مشکلات آنها در جامعه (نگاه کنید به شکل 4 ). هر بار از یک بی خانمان دعوت کردم که مجری برنامه باشد تا بتوانند با مردم ارتباط برقرار کنند و از حقوق خود صحبت کنند. کلیسای متدیست دوستی همچنین نقش فعالی در فراهم کردن فرصتهای بی خانمان برای «پیوستن» به جامعه و شرکت در برخی فعالیتها برای گروههای محروم ایفا میکند. این برنامهها و فعالیتها بازخورد مثبت و شناخت مردم را نیز به دنبال داشته است. بنابراین مسلم است که هم اکنون عموم مردم و جامعه تمایل بیشتری به مشارکت بی خانمان ها و فرصت های آنها دارند. با این حال، من صمیمانه امیدوارم که روزی در آینده، کل جامعه دل بازتری نسبت به افرادی که در خیابان می خوابند داشته باشد!
شکل 4 . بی خانمان ها گوینده خبر شدند آنها زندگی خیابانی خود را توصیف می کنند (چاینا تایمز، 28 اکتبر 2007).
به نظر من هیچ کس نمی خواهد بی خانمان باشد. باید دلیلی وجود داشته باشد که باعث شود در نهایت کسی این گونه زندگی کند. دلیل گاهی قابل انتظار است، گاهی غیرمنتظره. گاهی اوقات آنها به انتخاب خود بی خانمان می شوند، گاهی اوقات خارج از کنترل خودشان است. آنها عمیق ترین فقیر در جامعه ای هستند که از کسی کمک نمی گیرند. از سالها کار با بیخانمانها، میدانم که اگر فرصتها و منابع داده شود، تمام تلاش خود را میکنند تا تغییری در زندگیشان ایجاد کنند. با این حال، ما در یک جامعه تقسیم شده زندگی می کنیم. اکثر مردم بی خانمان ها را به خوبی نمی شناسند و موضعی غیر دوستانه و انگ نسبت به آنها دارند. به عنوان مثال، برای مدت طولانی، جامعه ایجاد هر گونه مرکز خدمات بی خانمان یا خانه های اجاره ای را رد کرده بود. این چیزی سخت است که من هنوز باید در آینده با آن مبارزه کنم. تایوان یک جامعه دموکراتیک است که برای خود تعیین سرنوشت مردم خود ارزش قائل است تا به هر کسی که دوست دارند تبدیل شوند. ما نمی توانیم جلوی بی خانمان شدن مردم را بگیریم و نمی توانیم آنها را بدون رضایت عمدی آنها در شهر ناپدید کنیم. با این حال، ما مددکاران اجتماعی و آژانسها میتوانیم با مشارکت در جامعه، فرصتهای شغلی، منابع برای نیازمندان و روابط حمایتی را با گنجاندن آنها در جامعه به عنوان اولین قدم فراهم کنیم. امیدوارم روزی همسایگانم دیگر بی خانمان ها را کنار نگذارند و با آنها رابطه متقابل برقرار کنند. فکر می کنم باید برای روز آرامش بیشتر صبور باشم.
برخلاف توسعه سریع اقتصادی در دهه های گذشته، همراه با بهبود کلی سطح زندگی در جامعه تایوان، خوابیدن در خیابان ها در واقع یک پدیده اجتماعی گیج کننده در تایوان است. مصاحبه های عمیق نشان داد که بی خانمان ها یک گروه اجتماعی همگن نیستند، بلکه مسیر مشابهی از زندگی خیابانی را طی می کنند. مصاحبههای پرسشنامهای چهره به چهره اطلاعاتی در مورد اینکه زندگی در خیابانها چگونه به نظر میرسد، چه نوع مشکلاتی را بیخانمانها تجربه میکنند و چه عواملی در وهله اول باعث بیخانمان شدن آنها شده است، ارائه میدهد. با این حال، دردسرسازترین یافته در این نظرسنجی، تصورات متناقض در مورد آنچه که باعث خوابیدن در خیابان بین بی خانمان ها و کارمندان عمومی می شود، بود. با توجه به Gaubatz (2001) و Neale (1995) ، مدل اسناد ارائه دهندگان خدمات برای علل بی خانمانی بر تدوین سیاست و طراحی برنامه تاثیر خواهد داشت. اگر رویکرد فردگرایانه تری به مشکل اتخاذ شود، کارگران تمایل دارند برای مداخله در مشکلات بی خانمانی که برای آنها کار می کنند، نگرش “مقصر قربانی” را اتخاذ کنند. آنها همچنین تمایل دارند برای رسیدگی به مشکلات بی خانمان ها رویکردی سختگیرانه، محدود و تنبیهی داشته باشند. به همین دلیل است که تعداد رسمی بی خانمان ها طبق دولت فقط 3000 نفر بوده است، در حالی که یک نظرسنجی در سال 1994 نشان می دهد که تعداد بی خانمان ها در واقع بیشتر است. واضح است که اقدامات منفعلانه به بی خانمان های طولانی مدت کمک نکرد تا از زندگی خیابانی خارج شوند.
از دهه 1980، میزان و شدت بی خانمانی به دلیل ترکیبی از عوامل ساختاری و فردی در بریتانیا و ایالات متحده افزایش یافته است ( اندرسون و کریستین، 2003 ، دالی، 1996 ، فیتزپاتریک و همکاران، 2000 ، جنکس، 1994). ). نبرد برای مقابله با این مشکل هنوز در دو کشور ادامه دارد، اما تجربیات و دانش ارزشمند آنها قابل مطالعه است. اگرچه این دو کشور هیچ ایدئولوژی رفاهی یا ارزشهای سیاستی مشترکی ندارند، اما هر دو عنصر مشترکی برای تأمین مسکن برای بیخانمانها در تدوین سیاستهای بیخانمانی خود اضافه کردند ( O’Connell, 2003 ). بریتانیا بر قرار دادن بی خانمان ها در پروژه های مسکن اجتماعی قبل از ارائه خدمات مراقبت اجتماعی تاکید کرده است، در حالی که ایالات متحده “تداوم مراقبت” را پیشنهاد کرده است که شامل مسکن دائمی و خدمات مدیریت پرونده برای رفع نیازهای رفاهی پیچیده بی خانمان ها است. سیاست های بی خانمانی در این دو کشور با ارائه مسکن پایدار آغاز شد و سپس با درمان روانپزشکی یا مشاوره اشتغال دنبال شد. در مقابل، سیاست بی خانمانی در تایوان بر خدمات گذرا ارائه غذا، حمام کردن و اسکان اضطراری متمرکز است ( Fang, 2001 , Lin, 1995 ). بدون مسکن پایدار، هر گونه ارائه خدمات حمایتی انتقالی (برنامه رفاهی یا مشاوره استخدامی) به نظر می رسد در تشویق بی خانمان ها به ترک زندگی خیابانی خود مؤثر نباشد. در نتیجه، مقدمات و اصول تدوین سیاستهای بیخانمانی باید در برخورد مؤثر با این مشکل تغییر کند.
شرایط زیر برای سیاست بی خانمانی پیشنهاد می شود:
در شرایط رفاه اقتصادی، مشکلات بی خانمانی صرفاً ناشی از ناکارآمدی شخصی نیست. آنها همچنین سرعتی برای توسعه اقتصادی آینده ایجاد می کنند. بنابراین دخالت فعال دولت در این موضوع حائز اهمیت است.
تجربه خواب خیابانی نه تنها برای سلامت جسمی و روانی فردی نامطلوب نیست، بلکه یک بن بست برای بهداشت عمومی است. بنابراین، مقابله با مشکلات بهداشتی در بین بیخانمانها بستگی به سیستم مراقبت بهداشتی دارد که برای ارائه خدمات بالینی در خیابانها به هم پیوسته است.
مشکل بی خانمانی صرفاً نتیجه ناسازگاری شخصی با مسائل پرخطر در جامعه نیست. همچنین منعکس کننده مشکلات ساختاری نابرابری اقتصادی است. سیاست بی خانمانی باید بر راه حل های عملی برای افراد بی خانمان و ساختار و پویایی کلی اقتصادی تمرکز کند.
در زمینه ارائه خدمات رفاهی اجتماعی، مشکلات بی خانمانی تنها بر عهده دولت های محلی نیست. آنها همچنین نیازمند رویکرد و سیستم ملی گسترده تر و یکپارچه تر و همچنین همکاری دولت های بین شهرستانی برای رسیدگی به مشکل ثبت خانوار هستند.
در تدوین سیاست های اجتماعی، موضوع بی خانمانی مشکل کمبود مسکن و عدم تعادل اجتماعی است. بنابراین، دولت باید سیاست های یکپارچه و جامع رفاه بی خانمان ها را اتخاذ کند.
از آنجایی که بی خانمان شدن یک فرآیند یک شبه نیست، سیاست بی خانمانی باید جامع، هم پیشگیرانه و هم سازگار باشد ( کانینگهام، مک دونالد و سوچار، 2008، فصل 1 ). پیشنهادات و رهنمودهای ما برای اقدامات سیاستی آتی (در کوتاه مدت و بلندمدت) به شرح زیر است:
راه اندازی بیشتر آژانس های بی خانمان و ارائه خدمات انتقالی: هنوز کمبود آژانس های خدماتی تخصصی برای بی خانمان ها برای دسترسی به خدمات نیازمندان جامعه وجود دارد. پس از تماس، کارگران می توانند خدمات انتقالی مانند حمام کردن، غذا، شغل، مراقبت های پزشکی، اطلاعات زندگی در خیابان و غیره را ارائه دهند.
تامین زندگی پایدار و مدیریت موردی: در این رویکرد، دولت باید ابتدا مسکن پایدار برای بی خانمان ها فراهم کند – مسکن ارزان قیمت یا مسکن اجاره ای. پس از اسکان مردم، کارگران می توانند خدمات حمایتی مانند نگهداری از خانه مرتب و برخی دستورالعمل ها برای کارهای خانگی را برای کمک به بی خانمان ها برای داشتن زندگی خانگی و ترک عادت های خواب خیابانی معرفی کنند. سپس کارگران می توانند سایر خدمات مرتبط با مدیریت پرونده مانند درمان جسمی یا روانی، خدمات مشاوره استخدامی و ایجاد شبکه های اجتماعی و پشتیبانی را پیشنهاد دهند.
استراتژی های بلند مدت
ایجاد یک شبکه خدمات پیشگیرانه : پیشنهاد می کنیم یک سیستم ارجاع برای افراد قبل از بی خانمان شدن و خوابیدن در خیابان ها راه اندازی کنید. به عنوان مثال، هنگامی که فردی از بیمارستان، آسایشگاه، زندان یا مؤسسه اصلاحی یا سایر ارگانها مرخص میشود، سازمانهای مرتبط باید از نظر سوابق خانوادگی و سابقه شغلی وی و هرگونه خطری که بی خانمان شدن
حمایت از اشتغال کامل و سیاست مسکن اجتماعی: ما پیشنهاد می کنیم که از دست دادن شغل و مسکن ارزان قیمت ناکافی دو دلیل اصلی برای رشد جمعیت بزرگسالان مرد بی خانمان در تایوان است. با این حال، از طریق تأکید بیش از حد بر توسعه اقتصادی، دولت در تایوان یک قرارداد اجتماعی محدود با شهروندان خود حفظ می کند. از نظر توسعه دموکراتیک در تایوان، گروههای اجتماعی و سازمانهای رفاهی نقش مهمی را در حمایت از سیاستهای اجتماعی برای گروههای محروم بازی کردهاند. سازمانهایی که برای بیخانمانها کار میکنند باید با سایر گروههای رفاه اجتماعی همکاری کنند تا از دولت برای توسعه سیاستهای اشتغال کامل و مسکن اجتماعی حمایت کنند.
توسعه سیستم و خدمات اطلاعاتی بی خانمان ها : همراه با اهمیت روزافزون تعهدات عملکرد و کارایی، دولت مرکزی باید یک سیستم اطلاعات ملی در مورد استفاده بی خانمان ها از خدمات رفاهی ایجاد کند. چنین سیستم اطلاعاتی بی خانمان ها می تواند اطلاعاتی را در مورد نحوه استفاده بی خانمان ها از خدمات رفاهی در دراز مدت ردیابی و توسعه دهد. سپس می توان این اطلاعات را تجزیه و تحلیل کرد و یافته ها را برای بهبود یا اصلاح خدمات بی خانمان و خدمات اقامتی و همچنین برای تدوین سیاست های آینده مورد استفاده قرار داد.