بیش از یک دهه تورم، بیکاری، نابرابری، فقر و انواع فشارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مردم ایران را به ستوه آورده است. هر بار مردم و اندک سیاستمداران غیرعافیتطلب تلاش کردند صدای اعتراض خویش را فریاد کنند یا به سکوت فراخوانده شده یا بهاجبار ساکت شدند. اعلام محکومیت بیقید و شرط تهاجم بیگانه به وطن و دفاع از حق مشروع کشور برای پاسخ متقابل، لازم است؛ اما بدون اشاره به آنچه کشور را به این نقطه رسانده و چارهجویی برای آن، ناکافی خواهد بود. زمانی که حکومت، به زعم خود سلحشورانه به جنگ آسیابهای بادی میرفت، باید به این میاندیشید که حاکم شدن یأس بر جامعه و خالی شدن میدان سیاست از رجال استخواندار به کجا منتهی میشود؛ بیگانه ماردوش تصمیم به تهاجم گرفت و نامردمانی هم در غفلت محافظان، درهای خانه را به روی او گشودند.
قلب همه ایرانیان برای وطن میتپد؛ اما ما برای نجات وطن چیزی فراتر از گردآمدن دور پرچم نیاز داریم. ما تنها هستیم؛ نه از سازمانها و نهادهای بینالمللی خبری هست، نه از چین و روسیه و نه همسایگان و سایر کشورهای اسلامی قدمی فراتر از صدور بیانیه محکومیت برداشتهاند. همانگونه که پنجره مذاکره بسته شد، دریچه محدود فرصت کنونی برای نجات وطن نیز به زودی مسدود میشود. به تاریخ ایران و جهان بنگریم؛ از شرق تا غرب این عقلانیت بوده که ملتها را نجات داده است.
