48000408 21 98+
info@toseabnieh.ir
شنبه تا پنجشنبه 8 تا 18

مقوله هایی که در برابر هدف تحقیق پدیدار شدند ( جدول 4 ) ماهیت آمیخته الگوهای تعامل ذینفعان را نشان داد. یافتهها ماهیت پیچیده تعامل ذینفعان برای ترتیبات نهادی در سطوح مختلف دولت را برجسته میکنند، از این رو بورسیههای تحصیلی توسط بال (1983) و هارلو و مارتنز (1984) را تأیید میکنند . ادراکات کلیدی ذینفعان بر الگوهای مشارکت و مطالعات حمایتی مانند ( Deelstra et al., 2003 ; Savage et al., 2010 ) اصولی است. ترتیبات سازمانی الگوهای تعامل ذینفعان را در بافت مسکن ساختار می دهد و مطالعاتی مانند پارمار و همکاران را تایید می کند. (2010) . تأخیر در اجرای پروژهها به دلیل الگوهای ناهماهنگ تعهدات، ارتباط روابط ذینفعان را با مسائل اجتماعی مانند تأمین مسکن بر اساس مطالعات اشورث و اسکلچر، 2005 تأیید میکند . رید و همکاران، 2009 ; ساحل، 2009 ; ساویج و همکاران، 2010 . همچنین، این مطالعه بینش های تحلیلی مطالعات قبلی را فراتر از مشارکت سهامداران گسترش می دهد ( اشورث و اسکلچر، 2005 ؛ بیچ، 2009 ؛ رید و همکاران، 2009 ؛ ساویج و همکاران، 2010 ) و الگوهای وابستگی به منابع ( دیویس و کاب، 20 ). شکاف تحقیقاتی در تمام این مطالعات شامل اتصال حوزه های منابع و مسائل مربوط به مشارکت برای تامین مسکن بود. از این رو، این شکاف علمی با ترکیب یافتههای کلنگر در حوزههای منابع مختلف که از طریق تجربیات ذینفعان در تحقیق حاضر بررسی شدهاند، پر شد.
بررسی ادبیات و دیدگاههای خبرچینان کلیدی، دیدگاه جدیدی از تعامل پیچیده سهامداران عمده در دستههای مختلف و الگوهای تعامل منابع آنها را ارائه میکند که به مدل دولت-بازار-جامعه مدنی (SMCS) برای مسکن کم درآمد ترجمه شده است. تدارک در پنجاب ( شکل 4 ). الگوهای تعامل منابع که در مدل SMCS پدیدار شدند نشان دادهاند که دولت به دلیل ظرفیتهای نظارتی و سیاستگذاریاش که عمدتاً در بخش فیزیکی (P)، مالی (F) و سیاستگذاری (Pol) کار میکند، یک بازیگر اصلی در طرحهای مسکن کمدرآمد است. منابع دولت و مقامات دولتی میتوانند قوانینی را برای تضمین شیوههای مسکن منصفانه، تخصیص بودجه برای برنامههای مسکن مقرونبهصرفه، و تشویق مشارکت بخش خصوصی از طریق معافیتهای مالیاتی یا یارانهها وضع کنند. دومین موقعیت پیشرو در مدل SMCS به سهامداران بازار، از جمله توسعه دهندگان خصوصی، محققان و متخصصان که در گسترش عرضه مسکن کم درآمد نقش اساسی دارند، می رسد. یافتهها نشان میدهد که انگیزه سود ذاتی در بازار میتواند با اهداف اجتماعی پروژههای مسکن دولتی از طریق مشوقهای دقیق طراحیشده، با استفاده از بهترین منابع فکری (Int) و سرمایه ساختوساز (CC) همسو شود. نقش سازمانهای جامعه مدنی، از جمله سازمانهای غیرانتفاعی، گروههای اجتماعی، و سازمانهای مدافع، پل مهمی بین دولت، بازار، و جوامع حاشیهنشین است که توسط مصاحبهشوندگان برجسته شد. همچنین از مدل SMCS مشهود است که جامعه مدنی از تغییر سیاست حمایت میکند، مشارکت جامعه را ترویج میکند و با کار مستقیم با منابع سیاست (Pol) به طور مستقیم به جمعیت آسیبپذیر کمک میکند. جامعه مدنی همچنین می تواند به منابع مالی (F) برای ابداع معیارهای صلاحیت برای پروژه های مسکن کم درآمد کمک کند.
شکل 4 . مدل SMCS: مدل مشارکت ذینفعان از نظر منابع برای تامین مسکن افراد کم درآمد در پنجاب، پاکستان. منبع: نویسنده
الگوهای تعامل از مدل SMCS تأکید می کند که سهامداران ایالتی، از جمله مقامات فدرال، استانی و محلی، بیشترین تأثیر را بر بقیه سهامداران دارند. این نشان میدهد که سیستم موجود تعامل ذینفعان از نظر منابع در پنجاب، پاکستان، مقامات دولتی مانند MHW، PHATA، PLDC، HBFC، و SBP را برای برنامهها و سیاستهای مسکن کمدرآمد، توانمند میسازد و از این رو نقش سهامداران بازار و مدنی را محدود میکند. جامعه. ذینفعان دولتی، از جمله ادارات و مقامات دولتی، در برنامه ریزی مسکن کم درآمد در امور مالی، مسائل زمین، سیاست ها و چارچوب های نظارتی مسلط هستند. از طریق فرآیندهای تایید زمین، الگوهای شبکه قوی بین آباد به عنوان یک سهامدار بالقوه بازار و PLDC از طرف سهامداران دولتی برای پروژه های کم درآمد مانند AHP وجود دارد . با توجه به اکتساب منابع برای اجرای توسعه مسکن کم درآمد، از جمله سرمایه ساخت و منابع فکری، سهامداران بازار، در درجه اول آباد و متخصصان، در الگوهای تعامل منابع غالب هستند. سهامداران بازار (توسعه دهندگان، معماران، مهندسان و برنامه ریزان شهری) سرمایه ساخت و ساز (CC) را برای تامین نیروی کار، مصالح و ابزار ساختمانی و منابع فکری (Int) کنترل می کنند تا تخصص و مشاوره حرفه ای برای توسعه مسکن با درآمد کم ارائه دهند. هر دوی این منابع بر کیفیت طراحی و دقت ساخت و ساز برای توسعه پروژههای مسکن تاثیر میگذارند، همانطور که مصاحبهشوندگان در مورد خانههای AHP و Safia تاکید کردند. جالب توجه است که بانک های تجاری به عنوان یک ذینفع بالقوه بازار، BOP نقش عمده ای در (تأیید درآمد) و تعیین معیارهای واجد شرایط بودن در مورد AHP ایفا کرده است. از این رو، سهامداران بازار به شدت بر منابع فکری و مالی سرمایه ساخت و ساز تأثیر می گذارند.
مشارکت ذینفعان از نظر منابع در ترتیبات نهادی، منابع خط مشی (Pol) را به عنوان یک حوزه متمرکز که همه سهامداران اصلی را به هم متصل می کند، ارائه می دهد. جامعه مدنی به دلیل ارتباط قوی با جوامع کم درآمد در سطح زمین که از طریق خبرچینان کلیدی که نقش آخوات را برجسته میکنند، نقش کلیدی در این منبع دارد. به دلیل ارتباط قوی با جامعه، GoP برای همکاری تحت طرح مسکن ارزان قیمت نخست وزیر برای ارائه کمک مالی به گروه های کم درآمد برای ساخت خانه به آخوات مراجعه کرد. اتصال نقطهای بین سهامداران بازار و جامعه مدنی مشاهده شد که توسعه تلاشهای ترکیبی را برای تأثیرگذاری مؤثر بر ادارات و مقامات دولتی برای تأمین مسکن کمدرآمد محدود میکرد. از این رو، با شدت تعامل بین ذینفعان اصلی، الگوهای تعامل نشان دهنده تمرکز بیرونی بر منابع سیاست برای هدایت کانال های قانونی و نظارتی به نفع توسعه به موقع پروژه های مسکن کم درآمد است. درسهای آموختهشده از مدل SMCS نشان دادهاند که مشارکتهای ذینفعان از نظر منابع موجود مطلوب نیست، بهویژه برای جامعه مدنی که نقش خود را به طور مؤثر برای مسکن کمدرآمد ایفا کند. جایگاه ذینفعان بازار تا حدودی مورد تایید و قابل دسترسی است زیرا دولت برای اجرای برنامه ها و پروژه های مسکن کم درآمد خود به بازار نیاز دارد. به طور خلاصه، دولت نسبت به توسعه شبکه های کمکی با جامعه مدنی و بازار، مسلط است اما حمایت نمی کند.
مدل SMCS پیامدهای خط مشی مهمی را برای سازمان های درگیر در سطح ایالت، بازار و جامعه مدنی از طریق شواهد تجربی ارائه شده توسط مطالعه حاضر مطرح کرده است. مدل SMCS پیشنهاد میکند که ذینفعان دولتی با جامعه مدنی درگیر شوند در حالی که معیارهای واجد شرایط بودن و فرآیندهای درخواست برای برنامههای مسکن کمدرآمد را تعیین میکنند. به عنوان عناصر کلیدی منابع مالی، وام مسکن و وام در مدل SMCS هم برای سهامداران دولتی و هم برای بازار جایگاهی حیاتی دارند و برای تسهیل گروههای کم درآمد نیاز به همکاری از هر دو طرف دارند. سهامداران دولتی، یعنی SBP و HBFC، و سهامداران بازار، یعنی بانک پنجاب (BOP)، نقش فعالی در این حوزه منابع ایفا می کنند. علاوه بر این، آباد از حوزه بازار و مقامات مسکن عمومی مانند PHATA از حوزه دولتی باید با این موسسات مالی همگام شوند تا به راه حل های مسکن مطلوب برای گروه های کم درآمد دست یابند. نیاز به گنجاندن DA در سطح شهر وجود دارد تا راهحلهای مسکن گستردهتر را برای تطبیق با نیازهای مسکن خانوارهای کمدرآمد بهخوبی برآورده کند، زیرا جایگاه مهمی در عرصه مشارکت ذینفعان از نظر منابع دارد.
این مدل دستورالعمل هایی را برای کمک به سیاست گذاران و مقامات دولتی در تخصیص بودجه و منابع با حفظ الزامات خاص برای هر برنامه و پروژه مسکن ارائه می کند. از آنجایی که سیاست گذاری نقش کلیدی در تامین مسکن افراد کم درآمد دارد، ذینفعان دولتی، به عنوان مثال، MHW، واحد شهری، و PHATA، می توانند چارچوب های سیاستی خود را با اطلاعات به روز به دست آمده از یافته های این مطالعه ارتقا دهند. برای پر کردن شکافهای تعامل بین دولت، سهامداران بازار و جامعه مدنی، سهامداران دولتی باید دستورالعملهای استراتژیکی را ترسیم کنند که به بازیگران بازار انگیزه میدهد و بر چارچوب سیاستگذاری و تامین مالی مسکن تمرکز میکند ، که به عنوان منابع کلیدی برای تملک زمین و ساخت و ساز مسکن ظاهر میشود. شروع و به کارگیری چنین مداخلات سیاسی به نفع گروه های کم درآمد خواهد بود و رونق ملی را برای بخش های توسعه شهری شهرهای بزرگ به ارمغان می آورد.