48000408 21 98+
info@toseabnieh.ir
شنبه تا پنجشنبه 8 تا 18

تبدیل جهانی صریح پارچههای مسکونی کلان به سکونتگاههای جدید یا جوامع سرپوشیده در سراسر کشورهای مختلف باعث میشود تا در مورد پیامدهای چنین تغییرات فیزیکی در تجربه کاربر تحقیق شود. این تحقیق مستلزم بررسی انتقادی از این است که آیا این دگرگونیها تأثیرات مثبت یا منفی دارند، به ویژه با توجه به گفتمان طولانی مدت میان محققانی که بر ماهیت سه جانبه خانه تأکید میکنند: شخصی، اجتماعی و فیزیکی (دسپرس، 1991؛ مالت، 2004؛ مولونی، 2010؛ مور). , 2000 ؛ Sixsmith , 1986 .
با تکیه بر این گفتمان بنیادی، ادبیات معاصر عمدتاً از مفهوم تأثیر متقابل ظریف بین این متغیرها پشتیبانی می کند. به عنوان مثال، باتاچارجی (2023) به ارتباط اجتماعی در محدوده مسکونی در بسته بمبئی می پردازد و بر ناکافی بودن آن تأکید می کند و از تحقیقات بیشتر حمایت می کند. به طور مشابه، مور (2022) جداسازی اجتماعی آینده نگر را در جوامع محصور بانکوک بررسی می کند و تعاملات اجتماعی محدودی را آشکار می کند. در مقابل، عابد و همکاران. (2022) پایداری اجتماعی را در جوامع محصور در مخالفت با مکانهای مسکونی متعارف در امان بررسی کرد و برتری اولی را در روابط شخصی و شبکههای اجتماعی برجسته کرد. برعکس، خامس و همکاران. (2023) با تأکید بر غفلت از تعامل اجتماعی، احساس انزوا را در میان ساکنان محلهای محصور در منطقه قاهره بزرگ مصر آشکار کرد. درک اینکه این پدیده جهانی در کجا ظهور کرده است و چگونه کشورهای مختلف امروزه جوامع سرپوشیده را درک می کنند، برای درک تکامل بافت مسکونی کلان که یافته ها می توانند بیش از یک زمینه را پشتیبانی کنند، بسیار مهم است.
علاوه بر این، میتوان انتظار داشت که تأثیر متقابل بین سه متغیر خانه تحت تأثیر تغییرپذیری فیزیکی در سطح خرد (خانه) نیز قرار گیرد، بهویژه زمانی که جوامع دروازهدار و شهرهای جدید با گونهشناسی اولیه آپارتمانها و ویلاها در حال گسترش هستند. تحقیقات اخیر بررسی کرده است که آیا مجتمع های آپارتمانی برای تقویت ارتباط اجتماعی طراحی شده اند (Ewen et al., 2023; Nguyen et al., 2024; Stoiljković, 2022)، بیشتر از این استدلال حمایت می کند که بین متغیرهای فیزیکی، اجتماعی و شخصی تأثیر متقابل وجود دارد. خانه برعکس، گونهشناسی مستقل ویلای مسکونی ممکن است به طور متناقضی فضای بیشتری را برای ارتباط شخصی فراهم کند و در عین حال کاستیهای پایداری اجتماعی مرتبط با ساختمانهای آپارتمانی را کاهش دهد. با این حال، مشخص نیست که آیا این دو نوع شناسی (آپارتمان و ویلا) به طور قابل توجهی بر ارتباط فردی و اجتماعی تأثیر می گذارد یا خیر. با این وجود، سکونتگاههای مسکونی و جوامع دروازهدار در بافتهای شهری در حال تحول، ساختمانهای آپارتمانی و ویلاها را بدون درک کامل تأثیر نوعشناسی مسکونی در مقیاس کلان و خرد، هجوم میآورند.
این مطالعه تلاش میکند تا پیوندهای فردی و اجتماعی را بررسی کند، و آنها را بهعنوان جنبههای ذاتاً در هم تنیده و در عین حال اغلب نادیده گرفته شده در میان تمرکز غالب بر گونهشناسیهای مسکونی فیزیکی پیشرفته تشخیص دهد. بخشهای بعدی جوهر چند بعدی خانه را بهطور پیچیده تشریح میکنند و تعامل پیچیده آن را در بین ابعاد فردی، اجتماعی، فیزیکی، زمانی و فرهنگی روشن میکنند. درک مسیر تکاملی گونهشناسیهای کلان مسکونی، بررسی متمرکز زمینههای خاص را که نیاز به بررسی انتقادی دارند، امکانپذیر میسازد، در حالی که بینشهایی را درباره زمینههای گستردهتر درگیر با چالشهای مشابه ارائه میدهد. این مطالعه از طریق تجزیه و تحلیل جامع پیدایش جوامع دردار و بررسی دقیق ادبیات معاصر، بر نیاز مبرم برای ارزیابی کامل اتکای متغیرهای شخصی و اجتماعی بر چنین تغییرات دگرگونکننده تأکید میکند. در نتیجه، پرسشها و اهداف تحقیق به دقت فرمولبندی میشوند و فرضیهها با دقت در زمینه انتخابشده مورد آزمایش قرار میگیرند، در نتیجه درک دقیق این پدیده جهانی و پیامدهای عمیق آن را تسهیل میکنند.
مفهوم خانه فراتر از ساختارهای فیزیکی صرف است. شامل تعداد زیادی پویایی شخصی، اجتماعی، فیزیکی، فرهنگی و زمانی است (کوپر مارکوس، 1974؛ سگال، 1973؛ سیکسمیت، 1986؛ ورنر و همکاران، 1985؛ یانگ و ویلموت، 1957). خانه به عنوان سنگ بنای زندگی روزمره، به عنوان پناهگاهی برای تأمل شخصی، مرکزی برای تعاملات اجتماعی و سرمایه گذاری مالی و عاطفی قابل توجهی عمل می کند. به جای کاهش اهمیت آن به یک بعد واحد، ضروری است که خانه را به عنوان شبکه پیچیده ای از عوامل در هم تنیده برای کمک به درک وابستگی ها بشناسیم.
برای ایجاد زمینهای برای این تحقیق، قبل از بررسی وابستگیهای متقابل بین متغیرهای متغیر، به ابعاد چندوجهی خانه میپردازیم. طبق نظر سیکسمیت (1986)، مفهوم خانه بر سه پایه استوار است: شخصی، اجتماعی و فیزیکی، که برگرفته از مدل های مختلفی مانند مفهوم سازی کوپر مارکوس (1974) از خانه به عنوان نماد ابراز وجود، یانگ و ویلموت (1957) است. ) به تصویر کشیدن خانه به عنوان یک واحد اجتماعی، و سگال (1973) خانه را به عنوان یک خانه به تصویر می کشد. کوپر مارکوس (1974) توضیح می دهد که جنبه فیزیکی خانه صرفاً به عنوان مجرای برای بیان شخصی عمل می کند و پیوند منحصر به فردی را بین افراد و خانه هایشان تقویت می کند. علاوه بر این، ورنر و همکاران. (1985) با تاکید بر ادغام تنظیمات فیزیکی با پویایی های روانشناختی و اجتماعی از بررسی جامع خانه ها حمایت می کند. آنها استدلال می کنند که خانه ها در طول زمان از طریق الگوهای تعامل تکامل می یابند و آنها را با اهمیت عاطفی، اجتماعی و نمادین آغشته می کنند. تحقیقات بعدی به پیوندهای عاطفی با مکان ها و ماهیت چند وجهی معنای مکان می پردازد (مانزو، 2003، 2005).
قبل از قرنطینه همهگیر COVID-19، درک تعامل بین آن متغیرهای خانه به طور ضمنی از طریق فرآیند تحرک مسکونی درک میشد. انتخاب یک خانه و محله اطراف آن اغلب تحت تأثیر تکامل گونهشناسیهای فیزیکی است بدون اینکه بدانیم چگونه چنین تغییراتی بر رفاه تأثیر میگذارد، اما یک خانه و محله اطراف آن میتواند به طور چشمگیری بر رفاه و کیفیت زندگی فرد تأثیر بگذارد (Guo & Bhat, 2007). تحرک داوطلبانه مسکونی اغلب پاسخی به وسوسه های بیرونی است که نوید گونه های فیزیکی بهتری را می دهد که پویایی روابط اجتماعی و خود را در مراحل مختلف زندگی و در وضعیت تاهل متفاوت نادیده می گیرد (بروملهاوس و همکاران، 2020؛ کویگنت و همکاران، 2020؛ اویشی، 2010. Oishi & Tsang، 2022، سیمسک و همکاران، 2021). تحرک داوطلبانه مسکونی همیشه تلاشی است برای بهبود تجربه مسکونی یا از طریق تجربه نارضایتی یا ارتقای رضایت بیشتر، و نه فقط جامعه سرپوشیده به عنوان یک گونه شناسی کلان جدید یا خانه دو طبقه که برای افزایش رفاه ترویج می شود، که در این مقاله مورد بحث قرار خواهد گرفت. بخش بعدی به عنوان یک پدیده جهانی است، اما برعکس آن نیز رایج است، همانطور که در انگلستان مشهود است (Kearns، 2022).
حتی ادبیات پیشرفته نشان میدهد که محققان از ویژگیهای اجتماعی و شخصی خانه برای بررسی اینکه آیا معنای خانه قبل و در طول همهگیری COVID-19 تغییر کرده است یا خیر (Gezici Yalçın & Düzen, 2022) استفاده کردهاند، که نشان میدهد که هر دو ویژگی فردی و اجتماعی متغیرهای وابسته هستند. با این همه پیچیدگی، شاید تعجب آور نباشد که در طول قرنطینه همه گیر COVID-19، مطالعات فراوانی از کشورهای مختلف همه تجربیات انزوای اجتماعی و همچنین ناراحتی های شخصی را گزارش کرده اند و این نتایج در انواع مختلف جامعه و انواع خانه ها بوده است. Benke et al., 2020; Gozansky et al, 2021 و همکاران، 2021). از این رو، ما اثربخشی ارتقا یافته جامعه و خانه را زیر سوال می بریم و تاکید می کنیم که این یک پدیده جهانی است. بنابراین، این که چگونه گونهشناسیهای کلان یا خرد مسکونی بر ارتباط کافی در هر دو سطح فردی و اجتماعی تأثیر میگذارند، سؤالی است که هنوز پاسخ داده نشده است، اما ابتدا تکامل گونهشناسیهای کلان، گونهشناسیهای خرد مسکن در بخش بعدی مورد بحث قرار میگیرد.
در سال های اخیر، تغییر قابل توجهی به سمت زندگی در جوامع محصور خصوصی به عنوان یک روند غالب در بازار مسکن و املاک و مستغلات ظاهر شده است. این بخش به بررسی پیدایش و انتشار جهانی گونهشناسی جامعه دردار، در کنار هجوم گونهشناسی خانههای اولیه میپردازد.
جوامع سردردار تاریخچه طولانیتری نسبت به منشأ دارند که میتوانیم آن را در دهه 1900 شناسایی کنیم، اما مفهوم جامعه دردار در طول نیمه دوم قرن بیستم در بسیاری از کشورها محبوبیت فزایندهای پیدا کرد. آنها در طول دهه های 1970 و 1980 در ایالات متحده شهرت یافتند و اشکال جدیدی از دیوارها، دروازه ها و سیستم های امنیتی را اتخاذ کردند که به طور انتخابی دسترسی را محدود می کند (بلیکلی و اسنایدر، 1997). الگوی مشابهی نسبت به فضاهای شهری محصور و خصوصی شده در بریتانیا قابل مشاهده است، البته به میزان کمتر. از دهههای 1980 و 1990، جوامع سرپوشیده به طور فزایندهای در بریتانیا ظهور کردهاند و به ساکنان مرفه اجازه میدهند تا خود را در پشت موانع فیزیکی با دسترسی کنترلشده منزوی کنند (اتکینسون و همکاران، 2005). جوامع محصور و جنایت در ایالات متحده در کتاب اخیر برانیک و کوبرین (2018) گزارش شده است. با این حال، امروزه می توان ادعا کرد که نه ایالات متحده و نه بریتانیا هنوز مرکزی برای جوامع سرپوشیده تر نیستند، اما تحقیقات اولیه نشان داد که گسترش جهانی جوامع دردار به بسیاری از کشورهایی که به سرعت در حال شهرنشینی هستند، رسیده است (Webster et al., 2002). ، که در شرف کاوش هستند زیرا وسلینوف (2010) استدلال کرد که کار بلیکلی و اسنایدر (1997) اولین انگیزه و جهت را به وجود آورد و شواهدی را برای درک تأثیر گسترده تر جوامع دردار بر مناطق شهری بزرگتر و جامعه به عنوان یک کل برجسته کرد.
علاوه بر ایالات متحده و بریتانیا، بسیاری از کشورها در سراسر جهان نوع شناسی جامعه دروازه ای را پذیرفته اند و هنوز هم در بسیاری از آنها: آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا روند رواج دارد. جایی که جوامع محصور در شهرهای آمریکای لاتین به حالت عادی جدید تبدیل شده اند، Kostenwein (2021) بوگوتا را با 3500 جامعه دردارش مطالعه کرد تا بر بعد فضایی آنها تمرکز کند و اثرات منفی مرتبط با جوامع دردار را بررسی کند. دلیل این پدیده در آمریکای لاتین به عنوان پناهگاهی در برابر جرم و جنایت دیده می شود (بارانتس چاوز، 2021، صفحات 63-74)، و مطالعات اخیر کمیاب در مورد تغییر ویژگی های فردی و اجتماعی در جوامع سرپوشیده وجود دارد، به جز بحث های نظری (اویدو، 2021). کلافوس و همکاران (2017) فراگیر بودن در مقابل محرومیت را در روند جدید توسعه مسکن شهری در آمریکای لاتین و آفریقای جنوبی مورد بررسی قرار دادهاند، با این استدلال که از خیابانهای دردار در محلههای فقیرنشین لیما تا شهر مجلل در نزدیکی بوئنوس آیرس، حبابهای راحت برای کشورهای فراملیتی وجود دارد. خانوادههای خارطوم و مناطق تحت پوشش نخبگان در آفریقای جنوبی، هر یک از نمونههای ذکر شده تأثیر منفی انتخاب خود و انزوای اجتماعی را بر پایداری توسعه شهری نشان میدهند. این استدلال به استدلال ما پیوند می خورد و گفتمان را به آفریقا منتقل می کند. الهداری و علی (2017) جوامع سرپوشیده در خارطوم، سودان را به عنوان یک روند جدید در مسکن شهری و موضوع سرمایه گذاری و تجارت به جای پاسخ به نیاز واقعی به مسکن مورد مطالعه قرار داده اند که در آن جوانان آنها را مسکن مناسب برای سبک زندگی خود نمی دانند. ، نیازها و خواسته ها. از آن زمان، بحث زمین شهری در جنوب جهانی (آسیا، آمریکای لاتین و آفریقا) شروع به تبدیل شدن به یک حوزه مهم تحقیقاتی کرد (Steel et al., 2017). اخیراً، Bandauko و همکاران. (2022) یک بررسی سیستماتیک از جوامع محصور و چالشهای چنین تحولات شهری در شهرهای آفریقایی انجام دادهاند، که بر اهمیت موضوع تاکید میکند و در عین حال عدم تمرکز بر ویژگیهای شخصی و اجتماعی مرتبط با تکامل به چنین جوامع دردار را نیز برجسته میکند. تحقیقات جدیدتر نیز بر جداسازی اجتماعی متمرکز است (Ehwi, 2023)، در حالی که شکاف موجود در ادبیات در مورد چگونگی تأثیر آن جوامع بر ویژگی های فردی و اجتماعی تحت الشعاع قرار گرفته است. همان تمرکز بر جرم و جنایت در چین نیز ادامه دارد (هو و هی، 2024؛ وو و تان، 2023). Chiu-Shee و همکاران. (2023) بررسی کردهاند که چگونه پس از گسترش جهانی جوامع سرپوشیده، چین در زندگی در دروازه آسایش پیدا کرد، و علیرغم آن در سال 2016، چین توصیههای سیاستی را اعلام کرد که قصد پایان دادن به جوامع دردار را دارد که هنوز با مقاومت روبرو هستند.
به نظر می رسد که تکامل گونه شناسی کلان مسکونی به یک جامعه دردار یک پدیده جهانی است، اما ویژگی های فردی و اجتماعی که با این دگرگونی پدیدار می شود نادیده گرفته می شود، به جز مصر به عنوان یک کشور آفریقایی و خاورمیانه که رضایت در آن بررسی می شود (عثمان و همکاران، 2021)، و تعامل اجتماعی و پایداری اجتماعی در منطقه بزرگ قاهره مورد بررسی قرار گرفته است (خامیس و همکاران، 2023)، در حالی که مصر طی چند دهه گذشته از تبدیل منطقه بزرگ قاهره به چندین شهر و صدها شهر دردار تکامل یافته است. جوامع و مهمتر از همه، مصر در حال توسعه و ساخت پایتخت اداری جدید خود، شهر ودیان، بیش از 714 کیلومتر مربع با احتمال تکرار چارچوب های جهانی بیشتر است. از این رو، با در نظر گرفتن بحرانی بودن بافت مصر، این که چگونه پسزمینه یک پدیده جهانی است، و چگونه میتواند به یک زمینه وسیعتر کمک کند، این مطالعه وابستگی ارتباط فردی و اجتماعی را به تکامل به شهرکهای مسکونی جدید بررسی میکند. و جوامع دروازه ای در مصر.
قبل از تکامل منطقه قاهره بزرگ، این منطقه شامل قاهره در ساحل شرقی نیل، شهر جیزه در ساحل غربی نیل و استان قالیوبیه بود. در طی چند دهه گذشته، منطقه قاهره بزرگ به سکونتگاهها، شهرها و جوامع سرپوشیده جدید تبدیل شده است، و پایتخت اداری جدید مصر، که به شهر ودیان شهرت دارد، هنوز در 714 کیلومتر مربع تکمیل نشده است . یکی از مشکلات اضافی همراه با تکامل به یک نوع شناسی کلان مسکونی با یک پیامد ارتباط فردی و اجتماعی ناشناخته، توسعه آپارتمان های کلید در دست و واحدهای چند طبقه بدون درک تأثیر آنها بر ارتباط فردی و اجتماعی است.
از دهه 1970، مصر سیاست ایجاد شهرهای جدید را برای اهداف ملی که در آن چندین شهر به مراحل توسعه پایبند هستند، اتخاذ کرده است. قاهره جدید، شیخ زاید و 6 اکتبر مشهورترین شهرهای جدید مصر هستند و این شهرها به عنوان راه حلی برای بحران مسکن در منطقه بزرگ قاهره معرفی شدند (فهمی و ساتن، 2008). شهر ششم اکتبر در سال 1979 تأسیس شد، شیخ زاید در سال 1995، قاهره جدید در سال 2000 شامل 5 شهرک جدید است. پس از آن، محققان شروع به زیر سوال بردن اثربخشی شهرهایی مانند حافظ (2017) کردند که قاهره جدید را به عنوان یک مطالعه موردی برای بحث در مورد اینکه چگونه شهرهای جدید مرزهای بین پایداری و سرمایه گذاری در املاک را محو می کنند، آغاز کردند، در حالی که وضعیت ادبیات هنری نشان می دهد که در مورد مصر، کوچکترین سکونتگاه ها در مقایسه با مراکز شهری بزرگ که در آن منطقه بزرگ قاهره و اسکندریه، یک شهر ساحلی، رفاه ذهنی را در مقایسه با مناطق حومه روستایی ایجاد می کنند، از رفاه ذهنی بالاتری برخوردار هستند (میخائیل و همکاران، 2024). با این حال، هنوز مشخص نیست که چگونه دوگانگی رفاه در ارتباط فردی و اجتماعی تفاوتهای ظریف را توضیح میدهد.
از سوی دیگر، در دهه 1980، جوامع دروازه دار شروع به ظهور کردند. الرحاب یک منطقه خصوصی در قاهره جدید است و در سال 1997 به عنوان یک شهر دروازه ای بزرگ با وسعت 10 میلیون متر مربع تاسیس شد . همان توسعه دهنده Madinaty را به عنوان توسعه املاک و مستغلات دردار دیگری با مساحت حدود 33 میلیون متر مربع ساخت . این جوامع بزرگترین، اما نه تنها دارای دروازهای در مصر هستند، زیرا تحولات به سمت توسعه جوامع سرپوشیده نه تنها به عنوان وسیلهای برای ایمنی، بلکه به عنوان بیانی از تجمل از نظر بیان خود و زندگی اجتماعی متمایل است.
جهانی شدن، شهرنشینی، رشد جمعیت، بازسازی اقتصادی و تحمیل خصوصیسازی، همگی بر هجوم جوامع محصور در حومه GCR از اواسط دهه 1990 تأثیر گذاشتهاند. پس از آن، توسعهدهندگان شروع به ساختن جوامع سرپوشیده در سکونتگاههای جدید کردند و جمعیتی را که به دنبال اقامتگاههای مجلل میگردند، هدف قرار دادند (کریگ، 2008؛ مایر، 2000)، که گاهی بهطور مستقل در خارج از آن شهرهای جدید واقع شدهاند. جوامع محصور مصری به نمایندگی از انحصار اجتماعی و سبک زندگی معتبر حومه شهر تبدیل شدند که از طریق امنیت، سبک معماری متمایز، امکانات تفریحی و خدمات به دست میآیند (Almatarneh, 2013). جوامع سرپوشیده با شتابی سریع در سراسر مصر گسترش یافته اند. محققان بر اساس یک پایگاه داده GIS برای جوامع سرپوشیده در داخل شهرهای جدید GCR شناسایی کردهاند که تا سال 2010 بیش از 466 محله دردار وجود دارد. این تعداد تا سال 2013 افزایش یافته و به 500 محله در آن منطقه رسیده است. (متوالی و ابدالا، 2013). در حالی که این عدد زیاد است، منسوخ شده است و احتمالاً بیشتر از بیش از یک دهه پیش است. یک مطالعه میزان رضایت ساکنانی را که در جوامع سرپوشیده در مصر زندگی میکنند مشاهده کرده است، جایی که تمرکز فقط بر روی مسائل جغرافیایی و جامعهشناختی بوده است (ال سید، 2016)، اما هدف این مطالعه پر کردن شکاف دیگری با بررسی وابستگی است. ارتباط اجتماعی و شخصی در تغییر مورفولوژی
آنچه مصر را به بستری غنی برای کشف این پدیده جهانی تبدیل میکند، نه تنها گنجاندن طیفی از گونهشناسیهای کلان است، بلکه توسعه کنونی یک جاذبه اصلی، شهر Wedian، که بیش از 700 میلیون مترمربع در دست ساخت است، ممکن است گونهشناسی مسکونی موجود را کپی کند. چارچوبهایی بدون درک تأثیرات ظریف بر ارتباط فردی و اجتماعی ساکنان. گمان هایی وجود دارد که ممکن است مشکلات قدیمی در این توسعه بزرگ نیز پدیدار شود (خورشید، 1396). از این رو، مصر به عنوان یک پسزمینه ایدهآل برای این پدیده جهانی عمل میکند، زیرا منطقه بزرگ قاهره، اسکندریه، شهرهای جدید، و جوامع سرپوشیده، متغیر گونهشناسی کلان مسکونی را تشکیل میدهند، بدون توجه به تفاوتهای ظریف بین شهرهای مختلف جدید یا انواع مختلف اجتماعات سرپوشیده، فقط برای اهداف. این مطالعه اولیه علاوه بر این، با فراوانی مجتمعهای آپارتمانی و ویلاها، کشف وابستگیهای ارتباط فردی و اجتماعی به نوعشناسی کلان و خرد مسکونی از طریق یک مطالعه آسان میشود.
پرسش: تغییرپذیری شهری در حال تکامل، که با تولید بیش از حد نمونههای اولیه مسکن مشخص میشود، چگونه بر ارتباط فردی و اجتماعی تأثیر میگذارد؟
پاسخ به سؤال تحقیق با دستیابی به اهداف زیر میتواند درهای بیشتری را در حوزه روانشناسی محیطی بگشاید زیرا این پژوهش لایههای فضایی و تجربی متعددی را ارائه میکند و در صدد ارائه توضیحات کامل به چندین رابطه متقابل است.