48000408 21 98+
info@toseabnieh.ir
شنبه تا پنجشنبه 8 تا 18

سازمان های بین المللی میراث های “رسمی” را تعریف و قانونی می کنند. با این حال، سیاست میراث باید فراتر از تعریف و مدیریت فهرستی از عناصر متعلق به یک میراث خاص باشد. میراث های غیررسمی و غیر رسمی (از سنت ها و دستور العمل های صنایع دستی گرفته تا زبان ها) نقش فزاینده ای در عملکرد اقتصادهای مدرن و کیفیت زندگی اجتماعی ایفا می کنند. برای ساختن یک تحلیل اقتصادی از میراثهای غیررسمی، ما پیشنهاد میکنیم با گسترش مفهوم میراث بر اساس تحلیلهای اقتصادی و جامعهشناختی خاص، به فراتر از سوگیری طرفدار میراث رسمی تحلیل اقتصادی استاندارد دست یابیم. در مرحله بعد، این گسترش را برای مطالعه پیامدهای میراث غیررسمی بر اقتصاد و زندگی اجتماعی اعمال می کنیم. ما نتیجه می گیریم که از آنجایی که میراث غیررسمی در اقتصاد و زندگی اجتماعی به اندازه – و حتی بیشتر از – میراث رسمی کار می کند، وقت آن رسیده است که تحلیل اقتصادی را به این حوزه های جدید تعمیم دهیم و راه های جدیدی برای مدیریت غیررسمی ارائه کنیم. میراث ها!
اقتصاد فرهنگی می کوشد تا فرهنگ را به جایگاه شایسته خود اختصاص دهد. این امر مستلزم در نظر گرفتن بافت زمانی و مکانی فرهنگ و به طور خاص تر، میراث فرهنگی کنونی است که تأثیر زیادی بر انتخاب ها و عملکردهای اقتصادی و همچنین بر کیفیت زندگی اجتماعی دارد. فرهنگ مهم است، بله – اما آنچه مهمتر است فرهنگی است که آزمون زمان را پس داده و به وضعیت میراث تبدیل شده است.
به طور فزاینده ای، میراث غیررسمی در داخل کشور مورد توجه قرار می گیرد
تحليل اقتصادي ميراث فرهنگي نتايج جالبي را در اختيار ما قرار داده است. از آنجا که میراث فرهنگی را به عنوان یک کالای خاص در نظر میگیرد، سیاستهای مدیریت عمومی مشخصی در نظر گرفته میشود (Benhamou, 2012, Greffe, 1990, Greffe, 2003, Hutter and Rizzo, 1997, Rizzo and Towse, 2002, Rizzo and Throsby, Throsby, 2006 1997). این امر امکان تعریف سیاست های عمومی منسجم برای مدیریت میراث فرهنگی را فراهم کرده است. این تجزیه و تحلیل، هر چند به سمت تعریف شده و تعصب دارد
در تلاش برای فراتر رفتن از محدودیتهای تحلیل استاندارد میراث فرهنگی، دو ورودی مجزا نیاز به بررسی دارد: برخی از اقتصاددانان نقش کلیدی میراث غیررسمی را روشن میکنند، در حالی که جامعهشناسان و تحلیلگران سیاسی در مورد ویژگی رسمی میراث فرهنگی خاص بحث میکنند.
برخی از اقتصاددانان، خارج از حوزه استاندارد تحلیل اقتصادی مدیریت عمومی میراث های رسمی، اثرات قوی اقتصادی و اجتماعی میراث های غیررسمی را برجسته کرده اند.
میراثهای غیررسمی و جنبههای غیررسمی میراث رسمی و رسمی اثرات اقتصادی دارند – صرف نظر از اینکه به تحلیلهای کلان، میانی یا خرد مربوط میشوند.
شرکتها با تولید در طول زمان، میراثهایی را میسازند – منابع خاصی که در زمان میگذرد و میتوان از آنها برای تولید جدید استفاده کرد. مورد صنعت لوکس (که در آن چنین میراثهایی اهمیت ویژهای دارند) دیدنی است و توسل به تحلیل میراث را توجیه میکند. شرکت های لوکس بر اساس انواع مختلف ایجاد و تولید می کنند
میراث فرهنگی نقش مهمی در زندگی اقتصادی و اجتماعی ایفا می کند – حتی اگر اکثریت آنها غیررسمی، بدون حمایت عمومی و بدون مدیریت صریح باشند – زیرا آنها نهادهای اصلی هستند که تاریخ، قلمرو و جامعه را به هم متصل می کنند و زمینه فرهنگی زندگی اجتماعی را تعریف می کنند. و هر چه اقتصاد خلاق تر شود، نفوذ متقابل بین تأثیرات فرهنگی اقتصادی و غیراقتصادی بیشتر می شود. زندگی اقتصادی در زندگی اجتماعی محصور شده است و
در جایی که میراث غیررسمی اثرات اقتصادی مستقیمی بر درآمد برخی از بازیگران دارد، آن بازیگران سعی میکنند رویههای خاصی را برای مدیریت آنها ایجاد کنند. آنها مدعی حمایت از آنها هستند. اجازه دهید مورد عجیب دوچرخه هارلی دیویدسون را در نظر بگیریم.
صدای منحصر به فرد تولید شده توسط هارلی دیویدسون ناشی از طراحی موتور سیلندر 45 درجه ای V-Twin است. صدای بی نظیر سیب زمینی سیب زمینی ایجاد می کند. هوندا همچنین یک V-Twin 45 درجه قدرتمندتر تولید کرد – اما فروش آن ضعیف بود زیرا “شبیه یک هارلی” نبود.