48000408 21 98+
info@toseabnieh.ir
شنبه تا پنجشنبه 8 تا 18

صنایع فرهنگی و خلاق (CCI) در سالهای اخیر یکی از ویژگیهای بارز طرحهای سیاستی در سراسر اروپای شمالی بودهاند. این مقاله CCI را بهعنوان یک «اسکریپت» یا «اسطوره» جهانی، هژمونیک میبیند که در مرزهای ملی و حلقههای سیاستی گسترش یافته و در نتیجه، در پرتو مسیرهای تاریخی، پویاییهای محلی و الزامات استراتژیک ترجمه شده است . با انجام این کار، با نشان دادن اینکه چگونه CCI ها – در دهه گذشته – در چارچوب های سیاست و ابتکارات استراتژیک در ملی، منطقه ای نفوذ کرده اند، بر پویایی های جاری در سراسر کشورهای شمال اروپا، و به طور خاص، در زمینه ملی نروژ، روشن می کنیم. و سطوح محلی این مقاله با چند پیشنهاد برای مطالعات تحقیقاتی تطبیقی آینده در اروپا و فراتر از آن به پایان میرسد.
در دهه گذشته یا بیشتر، صنایع فرهنگی و خلاق (CCIs) 1 جزء لاینفک سیاست های توسعه منطقه ای در سراسر اروپا شده اند (Hesmondhalgh and Pratt, 2005, Oakley, 2004) و نشانه ای از ظرفیت های نوآورانه درون زا و توانایی های خلاقانه مناطق (Hesmondhalgh and Pratt, 2005, Oakley, 2004) است. اشیم و همکاران، 2011، لیندبورگ و لیندکویست، 2013). پس از بریتانیا، کشورهای آنگلوساکسون مانند استرالیا و نیوزلند، علاوه بر تعدادی از کشورهای آسیایی، همگی تعاریف و تفاوت های ظریف خود را اتخاذ کرده اند، بنابراین منجر به چارچوب بندی فردی (رویکرد) مفهوم CCI ها شده است. ، 2009). هر یک از زمینههای محلی (کشورها، مناطق، شهرداریها، شهرها و غیره) با مجموعهای از چالشهای خاص در هنگام ترویج و حمایت از CCI مشخص میشود. اگرچه در درجه اول در سطح محلی (مثلاً شهر-مناطق) است که تلاش های ملموس برای حمایت از این بخش قابل مشاهده است (Bayliss, 2007)، تعریف و چارچوب بندی CCI ها به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از اقتصاد، بخشی از سیاست ملی است. چارچوب توسط دولت های مرکزی (جین، 2005، اوکلی، 2004). یکی از معضلات مربوط به عدم تقارن در داخل کشورها و بین مناطق است. برای مثال، در نروژ، مطالعهای که بر تخصیص بودجه دولتی برای حمایت از CCIها روشن میکند، نشان داد که منطقه بزرگ اسلو، جایی که یک پنجم جمعیت کشور در آن قرار دارد، سرانه چهار برابر بیشتر از بقیه کشور دریافت میکند (Røed) هیدل و هجمدال، 2009). چنین موضوعاتی در زمینه نوردیک که از لحاظ تاریخی با تأکید شدیدی که به ابعاد مربوط به حقوق صاحبان سهام نسبت داده شده است، به ویژه مرتبط هستند.
پاور (2009) استدلال میکند که گفتمان CCIs در طی دو سال گذشته بر کشورهای اسکاندیناوی تأثیر گذاشته است و در گفتمانهای گستردهتری در حوزه برنامهریزی اقتصادی و منطقهای در منطقه نوردیک قرار میگیرد. دوئلوند (2008) ادعا می کند که حوزه سیاست فرهنگی شمال اروپا از طریق یک سری مراحل تکامل یافته است که همه آنها ابزارگرایی اجتماعی و اقتصادی را شامل می شود. به عنوان مثال، اهداف تجاری در هنگام استفاده از گفتمان صنعت خلاق برای ارتقای توسعه منطقه ای به یک هدف سیاستی پذیرفته شده (مشروع) تبدیل شده است. محققان همچنین روشهایی را نقد کردهاند که در آن مفاهیمی مانند ظهور «طبقه خلاق» (فلوریدا، 2003) برای توصیف پویاییهای جاری در سراسر منطقه نوردیک، بدون توجه کمی به شرایط متنی منحصربهفرد، مورد استفاده قرار گرفتهاند (آشیم و همکاران. ، 2011). در سطح ملی، سوئد و دانمارک هر دو از روند “اقتصاد تجربه” پیروی کرده اند (Espelien & Gran, 2011). در مورد دوم، اصطلاح «فرهنگ و اقتصاد تجربه» ( kulturog opplevelsesøkonomien ) انتخاب شد، در حالی که در مورد اول، مفهوم اصلی «بخش کسب و کار تجربه» ( opplevelsesnæringene ) در شرف جایگزینی با CCI ها است که منجر به یک افزایش تمرکز بر کارآفرینی خلاق و فرهنگی. پاور (2009، ص. 448-9) گزارش می دهد که مفهوم «اقتصاد با تجربه» در فنلاند تأثیر کمتری نسبت به سوئد و دانمارک داشته است و سازمان های دولتی ترجیح می دهند سهم اقتصادی فرهنگ را برجسته کنند. از این نظر، ابتکارات سیاست فنلاند پیرامون تقاطع بین فرهنگ و تجارت تمایل دارند: (الف) بخش خاص (مثلاً صنعت طراحی). (ب) بر اساس مفاهیم سنتی “خلاقیت” و “CCIs”؛ و/یا (ج) مبتنی بر چارچوب سیاستی گسترده تر اتحادیه اروپا (صندوق های ساختاری).
تاکنون، تنها تعداد انگشت شماری از مطالعات، راه هایی را روشن کرده اند که ابتکارات سیاست ملی و محلی پیرامون CCI ها و در سراسر منطقه شمال اروپا تحت تأثیر چارچوب ها و ابتکارات سازمانی جهانی قرار گرفته اند. از این رو، سؤال پژوهشی که منجر به این مقاله می شود به شرح زیر است:
مفهوم CCIs به عنوان یک «اسکریپت جهانی» چگونه به ابتکارات سیاستی خاص و از پایین به بالا در سطوح ملی و زیرملی در نروژ ترجمه یا اقتباس شده است؟
از نظر روش شناسی، مقاله حاصل یک مطالعه رومیزی است. این تحقیق با مرور ادبیات با هدف روشن کردن مفهوم CCIs به منظور مشخص کردن نفوذ CCIs در سیاست ملی و شهری در سراسر منطقه نوردیک آغاز شد. این امر با بررسی مختصری از اسناد سیاست نروژ مانند اوراق سفید دولت، پیشنویس قطعنامهها، گزارشهای سیاستی و برنامههای اقدام، علاوه بر سیاستها و استراتژیهای زیرملی دنبال شد. انتخاب منطقه آگدر و شهرداری کریستیانسان هم به اهمیت نسبت داده شده به CCI ها در سیاست توسعه منطقه ای/محلی در سال های اخیر و هم با دانش گسترده نویسندگان از پویایی سیاست و ابتکارات استراتژیک (سطوح مختلف) در این خاص مرتبط است. تنظیم جغرافیایی به این ترتیب، اینها مبنایی برای تجزیه و تحلیل در مورد چگونگی نفوذ «نسخه جهانی» CCIها در چارچوب های سیاست ملی و منطقه ای را تشکیل می دهند.
پس از یک بخش مفهومی، که در آن مفاهیم «نسخه جهانی» و «ترجمه محلی» ارائه میشوند، بخش سوم جنبههای کلیدی تشکیلدهنده چارچوب سیاست نروژ در CCI را مورد بحث قرار میدهد و بخش چهارم نشان میدهد که چگونه لایههای خطمشی مختلف و مقیاسهای فضایی در هم تنیده شدهاند. در بخش پنجم، یافتههای کلیدی را در پرتو تئوری مورد بحث قرار میدهیم. این مقاله با برجسته کردن پیامدهای یافتهها، و با پیشنهاد راهی برای تحقیقات تحقیقاتی آینده به پایان میرسد.
محققان سازمانی مدتها مشاهده کردهاند که محیطهای نهادی که در آن کنشگران فردی و سازمانهای جمعی عمل میکنند، تأثیر قابلتوجهی در شیوههایی که ساختارهای داخلی، قوانین، هویتها و سنتها در طول زمان توسعه مییابند، اعمال میکنند (Mayer, 1978, Meyer and Rowan, 1991). به گفته برانسون و اولسن (1993، ص 4)، تصور سازمان ها به عنوان احاطه شده توسط محیط های نهادی «به معنای تأکید بر این است که بسیاری از قوانین در سازمان های فردی
یکی از راههای ممکن برای تجزیه و تحلیل رواج «نسخه جهانی» هژمونیک مرتبط با CCI در نروژ، بررسی چگونگی نفوذ این واژه در فرآیندهای طراحی و اجرای سیاست در سالهای اخیر است. در نروژ، چارچوب های سیاست ملی تمایل دارند بر موضوعات مربوط به تعامل بین فرهنگ و تجارت تمرکز کنند. با این حال، مانند سایر کشورهای شمال اروپا، در سطح ملی و نه ملی است که بسیاری از تحولات و ابتکارات کلیدی
به عنوان یک فرآیند، سیاست گذاری در خلاء رخ نمی دهد و با انواع رویدادها و گروه های ذینفع و همچنین برنامه های مربوطه آنها نفوذ می کند (Miller & Yudice, 2002). این مورد به ویژه در سراسر کشورهای شمال اروپا، که در آن ترتیبات حکومت چند سطحی به خوبی ریشه دوانده است (Baldersheim & Ståhlberg، 2002). به نوبه خود، این امر بر فرآیندهای مرتبط سیاست همگرایی ، انتشار و انتقال در سطوح مختلف تأثیر می گذارد (دولوویتز و مارش، 2000؛ پرت، 2009). این بخش از
مفهوم CCI به عنوان یک «اسکریپت جهانی» (Czarniawska-Joerges & Sevón، 2005) که در سراسر منطقه نوردیک گسترش یافته است توسط ابتکارات و چارچوب های سیاست اخیر تحت رهبری دولت تأیید شده است. با این حال، همانطور که توسط چارچوب مفهومی اتخاذ شده در این مقاله پیشنهاد می شود، انتشار – متقابل / فراملی، ملی و فرعی – الگوهای سیاستی (مشروع) به طور گسترده پذیرفته شده به صورت خطی رخ نمی دهد و توسط فرآیندها نفوذ می کند. “ترجمه محلی” در پرتو زمینه منحصر به فرد
سیاستگذاران و بازیگران محلی در سراسر کشورهای شمال اروپا، CCIها را مبنایی برای بازسازی اقتصادی محلی، توسعه منطقهای و رقابت ملی در یک اروپای یکپارچه و بزرگتر و اقتصاد جهانی به هم پیوسته میدانند. با بازگشت به سوال تحقیقی که این تحقیق را به پیش می برد، علیرغم تمایل فزاینده در سراسر منطقه شمال اروپا برای تعریف مجدد CCI در امتداد خطوط “اقتصاد با تجربه” و رابط بین فرهنگ و تجارت، وجود دارد.