48000408 21 98+
info@toseabnieh.ir
شنبه تا پنجشنبه 8 تا 18

ایجاد مشترک در برنامه ریزی را می توان به عنوان ایجاد دانش مشارکتی درک کرد.
‘Ba’، زمینه ایجاد دانش، مهم است.
موقعیت «ba» بر نتایج برنامه ریزی مشارکتی تأثیر می گذارد.
دولت می تواند به عنوان یک فعال دانش در برنامه ریزی در موقعیت حساسی قرار گیرد.
با تکیه بر نظریه دانش سازمانی، این مقاله به بررسی ایجاد دانش مشارکتی برای تغییر اجتماعی در زمینه برنامه ریزی شهری از طریق مطالعه موردی عمیق تمرین برنامه ریزی مشارکتی اخیر هنگ کنگ برای مسکن اجتماعی انتقالی می پردازد. این مقاله با استفاده از مفهوم “ba”، زمینه ایجاد دانش، به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه “ba” به برنامه ریزی مشارکتی برای نوآوری اجتماعی کمک می کند یا آن را محدود می کند. این مطالعه نشان داد که در حالی که تبدیل بین دانش ضمنی و دانش آشکار در برنامهریزی مشارکتی به روشی مشابه با ایجاد دانش سازمانی انجام میشود، ایجاد دانش مشارکتی در برنامهریزی تا حد زیادی تحت تأثیر «ba» است که در شهر وجود دارد. و مقیاس محله برای مدت طولانی و در دسترس بودن نهادهای توانمند به عنوان فعال دانش. درک ایجاد دانش مشارکتی در برنامه ریزی مشارکتی از منظر سازمانی، گفتمان های نظری را برای درک پویایی شیوه های جدید برنامه ریزی مشارکتی پیش می برد، اما همچنین کاربرد تجربی نظریه سازمانی را در بافت شهری گسترش می دهد.
مشارکت ذینفعان به طور گسترده در برنامه ریزی و سیاست شهری در سه دهه گذشته استفاده شده است (Nared & Bole, 2020). ادبیات عمدتاً حول محور مشروعیت دموکراتیک مشارکت مدنی در حکمرانی شهری معاصر (هوبرت، 2010؛ للیولدت و همکاران، 2009) و تکنیکهای ابداع شده برای تسهیل ارتباطات در طول فرآیندهای برنامهریزی مشارکتی تکامل یافته است (هوارد و گابوریت، 2007; ، 2014؛ توئیچن و آدامز، 2012). اخیراً، گرایش فزایندهای به در نظر گرفتن برنامهریزی شهری بهعنوان یک عمل اجتماعی که قدرت تغییر جامعه را دارد – یعنی نوآوری اجتماعی (Oosterlynck & Debruyne, 2013) وجود دارد. نوآوری اجتماعی به طور کلی به عنوان «فرایند پیچیده معرفی محصولات، فرآیندها یا برنامههای جدید است که عمیقاً روالهای اساسی، منابع [ها] و جریانهای قدرت یا باورهای سیستم اجتماعی را تغییر میدهد» (وستلی و آنتادزه، 2010، ص 2). ). از آنجایی که رویکردهای برنامه ریزی و توسعه شهری تا حد زیادی تحت تأثیر ریشه های اجتماعی- فضایی است که از آن تغییرات اساسی اجتماعی ناشی می شود، به نظر می رسد برنامه ریزی شهری ارتباط نزدیکی با نوآوری اجتماعی دارد (Nysethe & Hamdouch, 2019).
در زمینه مسکن مقرون به صرفه، تلاشهای انجمنهای مسکن برای یافتن راههای جدید برای تأمین مالی تأمین مسکن اجتماعی اغلب بهعنوان نمونههایی از پاسخهای نوآورانه به تعدیل بودجه نئولیبرالی توسط دولت ارائه شده است (بوچارد و بوچارد، 2012؛ موریسون، 2016؛ مولینز، 2006؛ ون بورتل. و همکاران، 2019). با این حال، محققان مسکن متوجه شدند که افزایش یا کاهش نوآوری تکهای به سطح سیستم مسکن توسط سازمانهای منفرد امکانپذیر نیست، بلکه نیازمند ایجاد و اشتراک دانش فراتر از سطح سازمانی و در بخشهای مختلف است (Crabtree & Hes, 2009; Raynor, 2019). . در ارتباط با این موضوع، ادبیات رو به رشدی وجود دارد که استدلال میکند برنامهریزی مشارکتی برای ایجاد دانش به شیوهای مشارکتی میتواند تغییرات اجتماعی فراتر از بهبود فیزیکی ایجاد کند (کارپنتر و همکاران، 2020؛ Oosterlynck & Debruyne، 2013). به طور خاص، همکاری بین بخشی برای ایجاد دانش در تهیه مسکن مقرون به صرفه مهم است، زیرا این قدرت را دارد که منافع افراد کم درآمد را که صدایشان نسبتا کمتر در حوزه سیاست مسکن شنیده می شود، در بر گیرد (ون بورتل و همکاران، 2019). ).
با این حال، در حالی که ادبیات موجود مسکن و برنامهریزی شهری نمونههای خلاقانه مختلفی از تولید مشترک مسکن ارزان قیمت را ارائه میکند (ون بورتل و همکاران، 2019)، فاقد مبانی نظری دقیق برای درک رابطه بین مشارکت سهامداران و ایجاد دانش برای نوآوری اجتماعی در بافت مسکن مقرون به صرفه به طور خاص، درک کمی از دو موضوع کلیدی زیر وجود دارد: 1) ایجاد دانش مشترک برای نوآوری اجتماعی در کدام فرآیند می تواند در زمینه برنامه ریزی شهری رخ دهد؟ و 2) عوامل مهمی که به این فرآیند کمک می کنند یا آن را محدود می کنند چیست؟ هدف این مقاله از این رو، روشن کردن فرآیندها و محرکهای ایجاد دانش مشارکتی برای تهیه مسکن مقرونبهصرفه با استفاده از یک مبنای نظری محکم است.
برای این منظور، این مطالعه با ادبیات نظریه سازمانی که پویایی نوآوری سازمانی را توضیح می دهد، درگیر می شود (وستلی و آنتادزه، 2010). تحقیقات گسترده نشان میدهد که ایجاد و مدیریت دانش مشارکتی کلید نوآوری سازمانی است (نوناکا و همکاران، 2006؛ نوناکا و تویاما، 2003؛ نوناکا و فون کروگ، 2009؛ پوپادیوک و چو، 2006؛ سونگ و همکاران، 2011؛ استفن. و همکاران، 2004؛ زمستان، 1987). همچنین تأکید می کند که برای نوآوری سازمانی، ایجاد زمینه توانمند برای ایجاد دانش مهم تر از مدیریت خود دانش است (آلوارنگا نتو، 2007؛ نوناکا و همکاران، 2006). زمینه ایجاد دانش به عنوان “ba” مفهوم سازی شده است. مفهوم ‘ba’ به اجماع و روابط از قبل موجود در محیط فیزیکی و اجتماعی که شامل ایجاد دانش سازمانی است اشاره دارد (ایتامی، 1999؛ نوناکا و کونو، 1998؛ توکورو، 2015). این مقاله به دنبال پاسخ به سؤالات تحقیق بر اساس لنز تحلیلی مورد استفاده در مطالعات سازمانی است – یعنی فرآیند ایجاد دانش برای نوآوری و نقش ‘ba’ در این فرآیند.
این مطالعه یک مطالعه موردی عمیق را بر اساس تمرین برنامهریزی مشارکتی اخیر هنگ کنگ با هدف تسهیل ارائه مسکن اجتماعی انتقالی (TSH) برای خانوادههای کم درآمد انجام میدهد. در دهه گذشته، بخش مسکن هنگ کنگ با تقاضای مبرم برای نوآوری برای رفع کمبود مسکن مقرون به صرفه در مواجهه با کاهش قیمت مسکن مواجه شده است. با وجود موجودی گسترده مسکن عمومی، بسیاری از خانوادههای فقیر مجبور شدهاند مسکن گران و ناکافی را در بخش خصوصی تحمل کنند (چیو و همکاران، 2018). برای تسکین سختی خانوارهای کم درآمد که نیاز فوری به مسکن اجاره ای دارند، چند سازمان بخش داوطلبانه (VSOs)، از جمله یک شرکت اجتماعی و سازمان های غیردولتی، ابتکار عمل را برای ارائه TSH توسط جامعه از اوایل دهه 2010 به دست گرفتند (Lau). ، 2020). به منظور کمک به VSOهایی که در اجرای پروژه های TSH با مشکل مواجه بودند، یک موسسه طراحی محلی مجموعه ای از فعالیت های برنامه ریزی مشارکتی را برای ایجاد پیشنهادهای فنی و مدیریتی برای تحویل سریع TSH سازماندهی کرد. این تمرین با هدف ایجاد تغییرات سیستمی قابل توجهی در حوزه مسکن بخش داوطلبانه بر اساس مشارکت داوطلبانه متخصصان از رشتههای مختلف انجام شد و بنابراین به نظر میرسد که از رویکرد مرسوم دولت محور برای تأمین مسکن برای افراد کم درآمد در هنگ کنگ فاصله میگیرد. بنابراین، ارزش بررسی این مورد را دارد تا رابطه بین برنامه ریزی مشارکتی و ایجاد دانش مشارکتی برای تغییر اجتماعی مشخص شود.
پس از مقدمه، مقاله با توضیح مفهوم ایجاد دانش مشارکتی و مفهوم ‘ba’ با تکیه بر ادبیات سازمانی و برنامه ریزی آغاز می شود. بر اساس چارچوب مفهومی، مقاله پیشینه تمرین برنامه ریزی مشارکتی و روش های مورد استفاده برای جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها را ارائه می دهد. سپس یافته ها از نظر فرآیند ایجاد دانش مشارکتی و نقش ‘ba’ در این تمرین برنامه ریزی نشان داده می شوند. بر اساس یافتهها، این مقاله اشتراکات و واگرایی بین ایجاد دانش در سازمانها و برنامهریزی مشارکتی را مورد بحث قرار میدهد. رویکرد میان رشتهای این مطالعه نه تنها به پیشبرد گفتمانهای نظری برای درک پویایی شیوههای جدید برنامهریزی مشارکتی کمک میکند، بلکه به گسترش کاربرد تجربی نظریه سازمانی در بافت شهری نیز کمک میکند.
ادبیات سازمانی ایجاد دانش را به عنوان “فرایند در دسترس قرار دادن و تقویت دانش ایجاد شده توسط افراد و همچنین تبلور و اتصال آن به سیستم دانش سازمان” تعریف می کند (Nonaka et al., 2006, p. 1179). ایجاد دانش جزء حیاتی برای حفظ یا افزایش مزیت رقابتی سازمان در نظر گرفته شده است (Nonaka & Toyama, 2003). طبق نظر نوناکا و کونو (1998)، دانش سازمانی به دو نوع طبقه بندی می شود:
با در نظر گرفتن نظریه زمینه ای به عنوان رویکرد روش شناختی راهنما (Strauss & Glaser, 2017)، این مطالعه یک مطالعه موردی را اتخاذ کرد که می تواند به درک و توضیح پدیده های اجتماعی پیچیده، ایجاد دانش مشارکتی در این مطالعه، از طریق توصیف گسترده و عمیق مورد کمک کند. (s) (یین، 2018). برای این منظور، این مطالعه یک تمرین برنامه ریزی مشارکتی اخیر را انتخاب کرد که برای توسعه استراتژی هایی برای تسهیل ارائه TSH در هنگ کنگ به عنوان موردی که باید مورد بررسی قرار گیرد، ابداع شد.
این تمرین برنامه ریزی مشارکتی شامل مجموعه ای از رویدادهای کلیدی بود که در آن دانش مشترک ایجاد و به اشتراک گذاشته شد. ابتدا، شرکتکنندگان (یعنی اعضای همآفرین) در هفت تیم مختلف با هم کار کردند و نمونههای اولیه TSH، از جمله شش طرح مفهومی و یک طرح موضوعی برای واحدهای فردی، را برای پنج سایت از پیش انتخابشده در دو جلسه استودیو توسعه دادند. کارگاه هم آفرینی مبتنی بر یک رویکرد تفکر طراحی اتخاذ شد که به موجب آن اعضای همآفریده شدند
این مطالعه با تکیه بر نظریه ایجاد دانش سازمانی (نوناکا و همکاران، 2006؛ نوناکا و کونو، 1998؛ نوناکا و تویاما، 2003)، تمرین برنامه ریزی مشارکتی اخیر هنگ کنگ را برای مسکن اجتماعی انتقالی برای بررسی پویایی خلق دانش مشارکتی بررسی کرد. برای نوآوری اجتماعی در زمینه برنامه ریزی شهری یافته های این مطالعه دارای سه مفهوم مهم است که در این بخش مورد بحث قرار می گیرد.
اول، این مطالعه به طور کلی از تحقیقات در حال ظهور پشتیبانی می کند (
در میان پایگاه نظری کمیاب و ابزارهای تحلیلی برای بررسی روشهای برنامهریزی مشارکتی جدید، این مطالعه نشان میدهد که نظریه دانش سازمانی میتواند یک لنز تحلیلی مفید برای درک ایجاد دانش در زمینه برنامهریزی مشارکتی ارائه کند. به طور خاص، مفهوم ‘ba’ در بررسی پویایی زمینه توانمند برای بسیج ایجاد دانش مفید به نظر می رسد. به طور خلاصه، ایجاد دانش مشارکتی در زمینه برنامه ریزی شهری تا حد زیادی تحت تأثیر