• منطقه 22 - شهرک گلستان- ساحل شرقی دریاچه چیتگر - برج تجارت لکسون - طبقه 6

48000408 21 98+

info@toseabnieh.ir

شنبه تا پنجشنبه 8 تا 18

تأثیر سیاست‌های مسکن تبعیض‌آمیز نژادی (قسمت چهارم)

تأثیر سیاست‌های مسکن تبعیض‌آمیز نژادی (قسمت چهارم)

تأثیر سیاست‌های مسکن تبعیض‌آمیز نژادی (قسمت چهارم)

بحث

ما اولین مطالعه را برای در نظر گرفتن ارتباط بین استفاده تاریخی از پیمان‌های نژادی و نتایج زیست‌محیطی امروزی ارائه می‌کنیم و به درک رو به رشد فرآیندهای ساختاری که نابرابری‌های نژادی را در چشم‌انداز بیوفیزیکی شهری شکل می‌دهند و حفظ می‌کنند کمک می‌کنیم ( Heynen, 2016 , Venter et. al.، 2020 ). ما شواهدی از ارتباط بین حضور تاریخی یک میثاق نژادی و پوشش بالای تاج درخت، پوشش سطح غیرقابل نفوذ کمتر، و کاهش قرار گرفتن در معرض گرمای شدید نسبت به مناطقی که از پیمان‌های نژادی استفاده نمی‌شد، پیدا کردیم. دما در مناطق منعقد شده حدود 1.05 درجه سانتی گراد سردتر از میانگین منطقه مورد مطالعه برای مینیاپولیس و حومه حلقه داخلی آن بود. به طور مشابه، تاج درخت و پوشش سطح غیرقابل نفوذ به ترتیب 93/10 درصد بیشتر و 16/6 درصد در مناطقی که دارای عهد نژادی بودند کمتر بود. این نتایج با نتایج تجزیه و تحلیل رگرسیون فضایی مطابقت دارد ، که نشان می‌دهد حضور تاریخی پیمان‌های نژادی، امروزه، پیش‌بینی‌کننده قابل‌توجهی برای دمای امروزی است. مناطقی که از لحاظ تاریخی منعقد شده‌اند امروزه تقریباً 84 درصد سفیدپوست غیر اسپانیایی هستند، به این معنی که دسترسی به این محیط‌های با کیفیت بالا برای ساکنان غیرسفیدپوست مینیاپولیس محدود است. دسترسی به پوشش تاج درختان شهری و قرار گرفتن در معرض گرمای شدید پیامدهایی برای سلامت و رفاه انسان دارد و برای ایجاد انعطاف پذیری در برابر تأثیرات تغییرات آب و هوایی ضروری است ( جونز و همکاران، 2015 ، زیتر و همکاران، 2019 ). این تجزیه و تحلیل نشان می‌دهد که جغرافیای تفکیک نژادی که از طریق میثاق‌های نژادی ایجاد می‌شود، به چشم‌انداز بی‌عدالتی زیست‌محیطی مینیاپولیس کمک می‌کند، و باعث ایجاد نابرابری‌های امروزی در قرار گرفتن در معرض تأثیرات تغییرات آب و هوایی می‌شود ( بربریان و همکاران، 2022 ، پارک و پیلو، 2013 ).

مطابق با سایر مطالعات قابل مقایسه، ما شواهدی از ارتباط بین خطوط قرمز (یعنی همسایگی‌های درجه D) و افزایش دما، کاهش تاج پوشش و افزایش پوشش سطح غیرقابل نفوذ پیدا کردیم. مینیاپولیس جزو 106 شهری بود که هافمن و همکاران در آن‌ها حضور داشتند. (2020) دمای سطح، پوشش درخت و پوشش سطح غیرقابل نفوذ را نسبت به درجه های HOLC تجزیه و تحلیل کرد. تجزیه و تحلیل آنها الگوهایی با قدر مشابه برای مینیاپولیس پیدا کرد، اگرچه مقادیر دقیق بین این دو مطالعه به دلیل استفاده ما از مقادیر میانگین وزن منطقه متفاوت است. ویلسون (2020) دمای سطح و پوشش گیاهی را در بالتیمور، دالاس و کانزاس سیتی مورد مطالعه قرار داد و نتایج ما از الگوهای مشابهی پیروی می‌کند که ویلسون مشاهده می‌کند، با بزرگی تفاوت بین A و D که بیشتر با آنچه ویلسون در بالتیمور مشاهده کرد قابل مقایسه است (تفاوت AD در بالتیمور 4.5 درجه سانتی گراد در مقابل 3 درجه سانتی گراد در مینیاپولیس است). مینیاپولیس یکی از شهرهای لاک و همکاران نبود. (2020) در مطالعه خود در مورد پوشش تاج درخت نسبت به درجه های HOLC مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند، اما تفاوت بین تاج درختان بین محله های درجه A و درجه D در مطالعه ما حدود 22٪ بود، قابل مقایسه با آنچه که لاک در پیتسبورگ و لس آنجلس مشاهده کرد . ناردون و همکاران (2021) همچنین نتایج مشابهی را برای الگوهای پوشش گیاهی در درجات HOLC یافت، اگرچه تجزیه و تحلیل آنها از رویکرد تحلیلی متفاوتی استفاده کرد و به‌جای تاج درخت به طور خاص، «سبز بودن» سنجش از راه دور را اندازه‌گیری کرد.

تحلیل ما تأثیرات خطوط قرمز و میثاق‌های نژادی را مقایسه کرد – هر دو سیاست‌هایی که جداسازی نژادی را ترویج می‌کردند، اما این کار را از طریق مکانیسم‌های متمایز با تاریخ‌ها و جغرافیای متفاوت و شامل مجموعه‌های خاصی از بازیگران انجام می‌دادند. وقتی مشاهدات مناطقی را که از پیمان‌های نژادی استفاده می‌شد با مشاهدات مناطق دارای رتبه HOLC مقایسه می‌کنیم، نتایج ما نشان می‌دهد که “منافع” محیطی مرتبط با حضور یک میثاق نژادی با محله درجه A یا درجه B HOLC مقایسه می‌شود. این یافته با مشاهده اینکه اکثر عهدنامه های نژادی در مینیاپولیس در محله های درجه A یا درجه B قرار داشتند مطابقت دارد. ما مشاهده کردیم که امروزه محله‌های درجه A دمای خنک‌تر و پوشش درختان بالاتری نسبت به نواحی منعقد شده دارند، یافته‌ای که با تاریخچه پیمان‌ها در مینیاپولیس سازگار است، که اغلب به عنوان استراتژی برای تضمین انحصار نژاد سفید محله‌های طبقه متوسط ​​به کار می‌رفتند. برای اقلیت های نژادی و قومی غیر سفیدپوست و به عنوان یک استراتژی بازاریابی برای افزایش مطلوبیت توسعه املاک و مستغلات قابل دسترسی بوده است ( Delegard and Ehrman-Solberg, 2017 , Sood and Ehrman-Solberg, 2023 , Walker et al., 2022 ). در مقابل، HOLC رتبه بندی A را برای محله های طبقه نخبگان و حرفه ای رزرو کرد ( میچنی، 2021 ).

برای مقایسه تأثیرات میثاق‌ها و خطوط قرمز مستقیم‌تر، ما همچنین به مناطق عهد شده واقع در مناطقی که هر یک از چهار درجه HOLC را دریافت کرده‌اند، نگاه کردیم. به طور مداوم، مناطقی که از لحاظ تاریخی دارای عهدنامه تاریخی هستند، دمای خنک‌تر، پوشش تاج درخت بیشتر، و پوشش سطحی کمتر نفوذناپذیر نسبت به مناطقی دارند که همان درجه HOLC را دریافت کرده‌اند اما دارای عهد نژادی نیستند، و این نتیجه به‌ویژه هنگام مقایسه مناطق در محله‌های درجه D با و بدون عهد نژادی این تجزیه و تحلیل نشان می‌دهد که مزایای زیست‌محیطی مثبت مرتبط با میثاق‌ها صرفاً ناشی از شیب کاربری زمین شهری-حومه‌ای نیست، بلکه به امتیازی مربوط می‌شود که به تضمین‌های قانونی سفیدی تعبیه شده در خود میثاق داده شده است. در هر درجه HOLC، میثاق‌ها – سیاست‌هایی که به صراحت طرد نژاد سفیدپوستان را تضمین می‌کردند – امروزه با نتایج زیست‌محیطی سودمندتری همراه هستند.

برای توضیح همبستگی‌های بین نمرات HOLC و نتایج زیست‌محیطی، مطالعات دیگر تفاوت‌هایی را در اندازه زمین، نرخ مالکیت خانه ، درآمد و ثروت ذکر کرده‌اند و استدلال می‌کنند که اینها ممکن است باعث ایجاد تفاوت در سرمایه‌گذاری فردی در فعالیت‌های “سبزسازی” شوند، مانند کاشت درخت در مالکیت خصوصی. دارایی ( لئونگ و همکاران، 2018 ، لاک و همکاران، 2020 ، مارتین و همکاران، 2004 ). هافمن و همکاران (2020) و لاک و همکاران. (2020) همچنین به اهمیت امتیاز در هدایت سرمایه‌گذاری‌های عمومی در تسهیلات زیست‌محیطی به سمت محله‌های دارای مزیت در حالی که آسیب‌های زیست‌محیطی را به سمت جغرافیای کمتر برخوردار می‌سازد، اشاره می‌کنند. میثاق ها احتمالاً تأثیر مشابهی داشتند. در واقع، واکر و همکاران. (2022) دریافتند که در اوایل قرن بیستم، توسعه‌دهندگان املاک و مستغلات مینیاپولیس اغلب از استراتژی دوگانه اضافه کردن پیمان‌های نژادی و درخواست پارک‌های جدید در توسعه‌های نژادپرستانه خود استفاده می‌کردند، و باعث افزایش «سبزی» محله‌های سفیدپوستان به بهای سرمایه‌گذاری عمومی می‌شد. در پارک ها و فضای سبز در محله های کم برخوردار.

تجزیه و تحلیل ما از میراث زیست‌محیطی پیمان‌های نژادی، سه پیشرفت کلیدی را در ادبیات مربوط به تأثیر تبعیض مسکن بر نتایج زیست‌محیطی شهری معاصر ارائه می‌کند. اول، نسبت به مطالعات خط قرمز، تجزیه و تحلیل میثاق ها درک فضایی ما را از جغرافیاهای دارای امتیاز زیست محیطی گسترش می دهد. اکثر عهدنامه ها در شهرستان هنپین در شهرهای حومه شهر تصویب شد، در حالی که ارزیابی HOLC به شهر مرکزی محدود شد. با گنجاندن میثاق‌ها در این تحلیل، ما یک ارزیابی کمی جدید از تأثیر تفکیک مسکن بر نتایج زیست‌محیطی ارائه می‌کنیم که شامل جوامع حومه‌ای است که خارج از مرزهای تحلیل‌هایی هستند که به نقشه‌های HOLC متکی هستند. یافته‌های ما مبنی بر اینکه این جوامع حومه‌ای که از نظر تاریخی جدا شده‌اند، به‌طور قابل‌توجهی خنک‌تر هستند و تاج‌پوش‌های درختی بیشتری دارند، با درک متعارف جوامع حومه‌ای به‌عنوان جغرافیایی ممتاز زیست‌محیطی که خانواده‌های سفیدپوست در طول حومه‌نشینی پس از جنگ اواسط قرن بیستم به آن گریختند، مطابقت دارد ( دانکن، 2004 ، جکسون، 2004). ، 1987 ، پولیدو، 2000 ).

علاوه بر این، این تحلیل ادبیات مربوط به پیامدهای تبعیض مسکن را فراتر از اتکای بیش از حد به قدرت توضیحی نقشه‌های HOLC سوق می‌دهد، که خطر تبدیل یک گفتگوی چندلایه در مورد نژادپرستی ساختاری را صرفاً به پیامد یک نظرسنجی خاص انجام شده توسط یک آژانس می‌دهد. ( Gioelli، 2023 ). مقصر دانستن بیش از حد به نظرسنجی های HOLC خطر نادیده گرفتن دهه های سرمایه گذاری نژادپرستانه قبل از دهه 1930 و تداوم سیاست های نابرابر نژادی حتی پس از تصویب قانون مسکن عادلانه را به همراه دارد. همانطور که جوئیلی استدلال می کند:

استفاده از [نقشه های HOLC] به عنوان مجموعه داده های اولیه در تجزیه و تحلیل ما از این که چرا یک محله خاص خیلی گرم، فقیر و بیش از حد جرم و جنایت است، نه تنها به این معناست که یک اشتباه محاسباتی علمی انجام دهیم که نتواند ما را به آن نزدیک کند. تصویری دقیق از علل نابرابری های نژادی معاصر. همچنین این است که خودمان را از صدها سیاست مختلف محلی، ایالتی و ملی که از سال 1940 تا به امروز وضع شده اند، و تصمیمات روزمره ای که ما به عنوان افراد می گیریم… که باعث تداوم و تقویت نژادی می شوند، رها کنیم. نابرابری، ما را عامل نژادپرستی ساختاری می کند.

به عبارت دیگر، نه تنها اتکای بیش از حد به نقشه‌های خط قرمز نادرست است، بلکه در انجام این کار، نقش بازیگران و نهادهای متعددی را که جغرافیای نژادی بسیار ناهموار شهرهای آمریکا را تولید کرده‌اند، تشخیص نمی‌دهیم. از طریق این تجزیه و تحلیل از پیمان های نژادی، ما گفتگو در مورد نابرابری زیست محیطی شهری را گسترش می دهیم. میثاق‌های نژادی شامل طیفی از بازیگران می‌شد – صاحبان خانه‌ها، توسعه‌دهندگان املاک و مستغلات، و مقامات دولتی محلی – که لزوماً توسط تحلیل‌هایی که صرفاً بر خط قرمز فدرال تمرکز می‌کنند، پاسخگو نیستند. در نشان دادن میراث زیست‌محیطی پیمان‌های نژادی، ما به درک دقیق‌تر و قوی‌تری از نحوه تولید نابرابری‌های محیطی شهری کمک می‌کنیم، که برای توسعه رویکردهای برنامه‌ریزی مورد نیاز برای مقابله مؤثر با این نابرابری‌های امروزی ضروری است.

در نهایت، این تحلیل به درک ما از پیامدهای اکولوژیکی و تکاملی جداسازی کمک می‌کند. ادبیات مربوط به بوم‌شناسی‌های جداسازی عمدتاً بر روی اثرات منفی سیاست‌های تبعیض‌آمیز، با استفاده از مقایسه با فرآیند اکولوژیکی در مناطق دارای مزیت به‌عنوان پایه یا شرایط مرجع متمرکز شده است (برای مثال به Schell et al., 2020 , Burghardt et al., 2023 مراجعه کنید . استین و همکاران، 2023 ، لاک و همکاران، 2020 ). با تمرکز بر میراث زیست‌محیطی میثاق‌های نژادی – مناطقی که امتیازات نژادی در آنها متمرکز شده است – شرایط زیست‌محیطی در جغرافیای ممتاز را نه به‌عنوان شرایط پایه یا مرجع، بلکه به‌عنوان اکولوژی‌هایی که به‌طور خاص و عمدا ایجاد شده‌اند، بازسازی می‌کنیم. با انجام این کار، مزیت‌های زیست‌محیطی را که از طریق دسیسه‌های سیاست‌های عمومی و بازار خصوصی در اختیار جوامعی قرار گرفته‌اند که می‌توانند امتیازات سفیدی را داشته باشند، غیرطبیعی می‌کنیم.

در حالی که این مطالعه به طور خاص تأثیرات دو سیاست مسکن مبتنی بر ایالات متحده را در نظر می گیرد، به ادبیات رو به رشدی می افزاید که میراث رژیم های سیاسی تاریخی را در دسترسی معاصر و گستردگی فضای سبز شهری در شهرهای سراسر جهان نشان می دهد. به عنوان مثال، در آفریقای جنوبی ، سیاست‌های آپارتاید جداسازی نژادی را در این کشور تحمیل کرد و امروزه با افزایش 11.7 درصدی پوشش درختان برای مناطق سفیدپوست نسبت به مناطقی که عمدتاً ساکنان آن سیاه‌پوست هستند، مرتبط است (ونتر و همکاران، 2020)، که این اختلاف قابل مقایسه است. به افزایش تاج درخت ما مشاهده می کنیم با میثاق نژادی (6.62٪). هم در زمینه آفریقای جنوبی و هم در زمینه ایالات متحده، تأثیرات سیاست‌های مسکن نژادی جداسازی‌شده تاریخی بر چشم‌انداز بیوفیزیکی شهری باقی می‌ماند، که نشان‌دهنده ماندگاری تأثیرات این سیاست‌ها با وجود چندین دهه از پایان رسمی آن‌ها است. میراث استعمار ، سلب مالکیت، و تبعیض نژادی همچنان به مناظر شهری از بی عدالتی زیست محیطی در شهرهای سراسر جهان کمک می کند ( د سوزا و تورس، 2021 ، کوراس و همکاران، 2020 ؛ ال رایس و همکاران، 2022 ، ماهونی و اندفیلد. ، 2018 ، سیمپسون و بگلمن، 2018 ).

مطالعه ما چندین محدودیت دارد. اولاً، معیارهای LST ما از گرمای درون شهری، وضوح فضایی نسبتاً درشتی دارند و نمایش مستقیم دمای هوای تجربه شده توسط مردم نیستند. با این حال، LST به طور گسترده برای مطالعه سوالات مربوط به کاربری زمین شهری و پیامدهای بهداشت عمومی مرتبط با گرما استفاده می شود، و بنابراین ما محدودیت های LST را پذیرفتیم تا بتوانیم نتایج خود را با سایر مطالعات مشابه مقایسه کنیم. دوم، در زمان این تجزیه و تحلیل، یک مجموعه داده فضایی دیجیتالی کامل از پیمان‌های نژادی فقط برای شهرستان هنپین موجود بود، که تعمیم‌پذیری مطالعه ما را محدود می‌کند. از آنجایی که مناطق شهری بیشتر از روش‌های Mapping Prejudice برای نقشه‌برداری میثاق‌های نژادی استفاده می‌کنند، مجموعه داده‌های بیشتری برای تحقیقات آینده در دسترس خواهند بود که تأثیر پیمان‌های نژادی را در میان شهرها مقایسه می‌کنند. در نهایت، همانطور که در بالا ذکر شد، خطوط قرمز و میثاق‌های نژادی دو سیاست متمایز هستند که به تولید شهرهای جدا شده از نظر نژادی از طریق مسیرهای متمایز کمک می‌کنند، که توسط بازیگران مختلف، هرچند گاهی اوقات همپوشانی، در دوره‌های زمانی متفاوت و همپوشانی، و در سراسر منحصر به فرد و در عین حال گاهی همپوشانی انجام می‌شود. مناطق جغرافیایی این امر نتیجه گیری در مورد تفاوت در نتایج زیست محیطی بین این دو سیاست را پیچیده می کند.

میثاق های نژادی و خط قرمز تنها ابزاری نبودند که از طریق آن جداسازی نژادی ترویج می شد. تحقیقات آینده در مورد سایر سیاست‌ها، مانند منطقه‌بندی نژادی و محرومیتی، ممکن است بینش بیشتری در رابطه بین جداسازی و نتایج زیست‌محیطی ارائه دهد ( پیکت و گرو، 2020 ، شل و همکاران، 2020 ). تحقیقات تطبیقی ​​بیشتر، از جمله مقایسه‌های بین‌المللی، بینش‌های بیشتری را در مورد نقش این نیروهای ساختاری در تولید و حفظ مناظر شهری نابرابر و رویکردهای برنامه‌ریزی منظر مورد نیاز برای خنثی کردن این نتایج ارائه می‌کند ( Anguelovski و همکاران، 2016 ، Anguelovski و همکاران، 2020 ). این ادبیات همچنان از بینش‌هایی بهره می‌برد که تنها می‌توانند از تحقیقات آرشیوی مبتنی بر مکان در مورد مسکن و محیط‌های شهری به دست آیند که می‌توانند درک ما را از چگونگی آشکار شدن مناظر بی‌عدالتی زیست‌محیطی و حفظ و بحث در طول زمان عمیق‌تر کنند ( بون و همکاران، 2009 ، لوگران، 2020 ، ریگولون و نمث، 2021 ).

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.