48000408 21 98+
info@toseabnieh.ir
شنبه تا پنجشنبه 8 تا 18

با استفاده از مفهوم زیرساخت سبز (GI)، فضاهای سبز شهری در قالب مناطق سبز خصوصی و عمومی ترکیبی با پوشش گیاهی برنامه ریزی شده و برنامه ریزی نشده، به عنوان یک عنصر کلیدی در راه حل های پایدار برای جوامع شهری شناخته شده است. برای شهرها، GI عملکردهای اکولوژیکی، اجتماعی، فرهنگی، فنی و اقتصادی را فراهم می کند که شامل مسکن با تراکم کم (LDH) و باغ های خصوصی آن نیز می شود. LDH را می توان ماتریس اکولوژیکی چشم انداز در نظر گرفت که به عنوان یک پلت فرم چند منظوره برای عملکردهای اجتماعی فرهنگی و اقتصادی مرتبط با باغ عمل می کند. این متشکل از راهحلها و فرآیندهای فنی است که خود را بر اساس انتخابهای مستمر ساکنان سازماندهی مجدد میکنند. با این حال، پارادایم شهرهای پایدار برای استفاده کارآمد از فضا استدلال می کند و LDH ممکن است منطقه ای دعوت کننده برای تراکم باشد . پر کردن در LDH تعداد ساکنان را افزایش می دهد اما فضای باغ ها را کاهش می دهد. برنامه ریزان شهری باید از نقش بالقوه باغ های LDH در GI و ستون های پایداری آگاه باشند . این مطالعه بر روی LDH و باغ های آن در رویکرد افزایش مقیاس تمرکز دارد. ابتدا، برخی از مطالعات اخیر در مورد باغهای خصوصی داخلی تحت ستونهای توسعه پایدار را مرور میکند و فهرستی از ویژگیهای باغ پایدار را برای استفاده توسط برنامهریزان کاربری اراضی پیشنهاد میکند. سپس راههای ممکن را برای حفظ چندکارکردی LDH هنگام افزایش مقیاس به بلوکها و محلهها در نظر میگیرد.
شهرهای پایدار تعادل بین ارکان اکولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی فرهنگی را حفظ می کنند. این ارکان اهداف برنامه ریزی را برای تسهیل زندگی شهری و رفاه ساکنان، حفظ تنوع زیستی و ایجاد فعالیت اقتصادی برای ایجاد شغل، درآمد و پایه مالیاتی در شهرها تعریف می کنند. برنامهریزی برای شهرهای پایدار همچنین مستلزم تمرکز بر عوامل خاصی مانند گسترش شهری، بهرهوری انرژی و سیستمهای حملونقل است که در تمامی مقولههای کاربری زمین توسط تمامی ارکان پایداری نفوذ میکند.
صرف نظر از اینکه پایداری چگونه فرموله شده است، تقاضا برای راه حل های عملی برای برنامه ریزی شهری پایدار وجود دارد زیرا شهرنشینی و جمعیت جهان همچنان در حال افزایش است (سازمان ملل، 2015). از این گذشته، شهرها موثرترین راه حل برای حمل و نقل، آب آشامیدنی، خدمات بهداشتی و برق در نظر گرفته می شوند (به عنوان مثال، وو 2013). شهرنشینی مستلزم برنامه ریزی شهری است تا مشخص شود آیا شهر به مناطق ساخته نشده گسترش می یابد یا مناطق موجود را فشرده می کند. متراکم سازی و پر کردن ابزارهای عملی هستند که برای جلوگیری از پراکندگی شهری استفاده می شوند و موثرترین تراکم در مناطق مسکونی صورت می گیرد که مناطق وسیعی را اشغال کرده و سطح را به طور ناکارآمد می پوشانند.
با این حال، تراکم مستمر نسبت فضاهای سبز شهری را با کاهش هر دو فضای سبز عمومی و باغ های خصوصی خانگی کاهش می دهد. برخی از مطالعات اخیر به تغییر رفتار تفریحی ساکنان در مناطق متراکم اشاره می کنند. آرنبرگر (2012) ادعا می کند که تراکم در اطراف مناطق سبز عمومی ممکن است ارزش تفریحی این مناطق را کاهش دهد. اگر یک باغ خصوصی یا پارک مجاور نتواند تفریحی را برای ساکنان فراهم کند، آنها به مکان های دورتر سفر می کنند. سیتسما و همکاران (2012) رابطه ای بین خاکستری بودن محیط زندگی و رفتار جبرانی گذراندن بیشتر شب های تعطیل خارج از خانه پیدا کردند. استراندل و هال (2015) دریافتند که فقدان باغ های خصوصی با استفاده فشرده تر از خانه های تفریحی مرتبط است.
بدون شک، شیوه های برنامه ریزی شهری نه تنها باید تراکم مناطق مسکونی، بلکه سایر عملکردهای موجود در آنجا را نیز در نظر بگیرد. مناطق مسکونی دارای سیستم متنوعی از عملکردهای ریزمقیاس اکولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی فرهنگی هستند. این صحنه چند منظوره عمدتاً بین ساختمانها اتفاق میافتد، به این معنی که اگر ادعا میشود متراکمسازی و پر کردن راهحلی برای برنامهریزی شهری پایدار است، باید محدودیتهای تراکم بهویژه در مناطق مسکونی بهطور کلی در نظر گرفته شود.
چالش رویههای برنامهریزی در ماهیت متعارف این شیوهها نهفته است که براساس دستهبندیهای کاربری جداگانهای مانند مناطق مسکونی، تجاری، صنعتی و سبز است. اگر فضاهای سبز شهری با این دسته بندی ها تعریف شوند، تنها فضاهای سبز «شهری» را شامل می شود. با این حال، “کل سبز شهری” شامل تمام پوشش گیاهی در هر دسته کاربری زمین است. فضاهای سبز با مالکیت خصوصی مانند باغ های خصوصی خانگی و فضای سبز زمین های تجاری یا صنعتی سهم قابل توجهی از کل سیستم فضای سبز را تشکیل می دهند. کل سبز شهری را می توان به عنوان مفهوم زیرساخت سبز (GI) تعریف کرد.
GI و رویکرد چند منظوره آن چارچوبی امیدوارکننده برای ارزیابی عملکردهای خرد در باغها و حیاطهای مسکونی ارائه میکند. چند کارکردی در GI از ادغام کل نگر تأثیرات بوم شناختی، اقتصادی و اجتماعی شکل می گیرد (مل، 2008). این رویکرد GI را به ستون های پایداری پیوند می دهد. در اینجا، بعد بیوفیزیکی GI به پوشش گیاهی و همچنین خاک، آب و محیطی مربوط می شود که برای فرآیندهایی که از رشد گیاهی و چرخه هیدرولوژیکی حمایت می کنند، مورد نیاز است. مسکن کم تراکم (LDH) به عنوان یک پلت فرم بیوفیزیکی، ترکیبی از عملکردهای خرد در مقیاس باغ است که بر اساس سیستم های پیچیده و پویا از فرآیندهای طبیعی، شبکه های اجتماعی فرهنگی و جوامع است.
هدف از این مطالعه شناسایی صحنه چندمنظوره ای است که باغ های خصوصی برای مسکن با تراکم کم ارائه می کنند و راه های ممکن برای حفظ ماهیت چند منظوره خود را هنگامی که به بلوک ها یا محله ها در LDH برنامه ریزی شده مقیاس می شوند، تعریف می کند. برنامه ریزان شهری باید پتانسیل این صحنه را به رسمیت بشناسند، زیرا آنها در عمل ایده شهرهای پایدار و فشرده را با برنامه ریزی توسعه های جدید یا متراکم کردن مناطق موجود اجرا می کنند. این خطر وجود دارد که فقط عملکرد مسکن در مناطق مسکونی در LDH در نظر گرفته شود. این رویکرد تک عملکردی، عملکردهای متقاطع را که پیش فرض های معمولی برای شهرهای پایدار معاصر هستند، نادیده می گیرد. GI به عنوان نماینده ای از کل سبز شهری در تمام دسته های کاربری زمین نفوذ می کند.
این مطالعه تمرکز را بر پلت فرم بیوفیزیکی LDH و باغهای آن محدود میکند تا به عنوان پیوندی ملموس به شیوههای برنامهریزی عمل کند. این بدان معناست که رویکرد ما این بستر را صحنه ای برای کارکردهای اقتصادی و اجتماعی فرهنگی می داند و ممکن است برای آنها نامطلوب باشد. از نظر خدمات اکوسیستمی، این مطالعه بر یک پایه بیوفیزیکی متمرکز است که خدمات اکوسیستمی را در صورت عملکرد مناسب ارائه می دهد. با این حال، این رویکرد ممکن است برخی از مزایا و ارزش ها را حذف کند (Blicharska et al., 2017).
به سوالات زیر نیاز است پاسخ داده شود: باغ های خصوصی خانگی در مسکن های کم تراکم چه کمکی به برنامه ریزی شهری پایدار در قالب زیرساخت های سبز چند منظوره می کنند؟ چگونه می توان این عوامل کمک کننده را در رابطه با ارکان مختلف پایداری شناسایی کرد؟ چگونه باغ های خصوصی و مسکن های کم تراکم می توانند پتانسیل چند منظوره خود را در تراکم حفظ کنند؟
ما ابتدا هدف را با روشن کردن نقش پسزمینه اکولوژیکی منظر در GI و اقدامات در فرآیند برنامهریزی که بر برنامهریزی GI تأثیر میگذارد، چارچوب بندی کردیم. این بخش ماهیت مفاهیم از بالا به پایین و رابطه آنها با مسکن کم تراکم را در محیط های شهری توصیف می کند. سپس مطالعات اخیر در مقیاس باغ را برای شناسایی عملکردها و عناصری که در مقیاس باغ رخ می دهد، مرور کردیم. این بررسی شامل مقالات علمی در مورد باغ ها و حیاط های خصوصی خانگی است که
شهرنشینی باعث تغییرات غیرقابل انکار در جنبه های کالبدی منظر می شود. با این حال، فرآیندهای مربوط به چشم انداز مانند سیستم های هیدرولوژیکی، چرخه های بیوشیمیایی مواد مغذی و فلزات، انتشار گازهای گلخانه ای و سطوح تنوع زیستی در جوامع زیستی را نیز اصلاح می کند (گریم و همکاران، 2008). شهرنشینی و تغییرات کاربری زمین همچنین نوع جدیدی از طبیعت را ایجاد می کند (ماریس، 2011؛ اوگلا، 2012) و زیستگاه های خاص شهری مانند اکوسیستم های جدید و طراحی شده را بازسازی می کند که دیده نمی شوند.
پنج موضوع در این دسته بندی، مخرج مشترکی هستند که در گروه های موضوعی در بررسی ما یافت می شوند. مطالعات باغ انسانمحور بر رویکردی انسانمحور متمرکز است و باغ را بهعنوان مکان و فعالیت میبیند. مطالعات مربوط به گونهشناسی باغ، منطقهبندی و برنامهریزی را به قطعات منفرد و چیدمان باغ با ساختمان مرتبط میکند. خواص اقتصادی به عنوان ارزش ملک بر اساس باغ و به عنوان ارزش عناصر جداگانه مورد مطالعه قرار می گیرد. مطالعات بر روی کنسانتره پوشش سطحی
هدف از طبقه بندی قبلی مطالعات بررسی شده، ابتدا تهیه یک چک لیست بود و سپس خواص در مقیاس باغ به مقیاس بلوک پیش بینی می شود. چک لیست پیشنهادی با هدف ارائه پشتوانه برای فرآیندهای برنامه ریزی عملی است که امکانات باغ ها را چارچوب بندی می کند.
این مطالعه مبتنی بر ادبیات، طیف عملکردهایی را که در باغها و حیاطهای خصوصی خانگی انجام میشود، شناسایی کرد. به نظر می رسد طیف وسیعی از موضوعات مرتبط با کارکردهای اکولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی فرهنگی باغ ها وجود دارد. اگر این صحنه چند کارکردی از دریچه زیرساخت سبز در نظر گرفته شود، اساس آن بر یک پلت فرم بیوفیزیکی است که رشد پوشش گیاهی را فراهم می کند و به فضایی برای فرآیندهای حمایت از رشد نیاز دارد. این فرآیندهای حلقوی طبیعی و رویشی