48000408 21 98+
info@toseabnieh.ir
شنبه تا پنجشنبه 8 تا 18

با معرفی رسانه های اجتماعی، تولید و مصرف هنر در محیط های شهری به طور قابل توجهی تغییر می کند . این منجر به ظهور فضاهای هنری ترکیبی شده است: فضاهای اجتماعی موجود هم در فضای فیزیکی و هم در رسانه های اجتماعی.
این مقاله روابط بین هنر، فضا و رسانه های اجتماعی را با مفاهیم و تحلیل های فضایی گسترش می دهد تا از شیوه های طراحان نمایشگاه، طراحان ارتباطات و همچنین متصدیان حمایت کند.
این مقاله هم روش و هم نتایج بهدستآمده از پردازش دادههای اینستاگرام را برای کشف استفاده از رسانههای اجتماعی در مکانهای هنری توصیف میکند.
این روش نتایج تحلیلی را با حالتهای جدید تجسم ترکیب میکند، که تصور میشود از تفکر طراحی حمایت میکنند. از طریق نتایج تحلیلی و تجسمها، این مقاله به نکات کلیدی در استفاده از رسانههای اجتماعی در مکانهای هنری، از جمله مکانیسمهای اساسی که انتشار ویروسی رسانهها در مکانهای هنری خاص و امکان بحث در مورد گونهشناسی مکانهای هنری ترکیبی را ترویج میکند، میپردازد. مطالعه موردی، سنگاپور، با تمرکز بر پنج موزه مختلف است.
این مقاله به بررسی رابطه بین رسانه های اجتماعی و هنر در مکان های هنری مختلف در سنگاپور، از طریق تجزیه و تحلیل داده ها می پردازد. این به نیاز به ارائه دانش با ارزش به طراحان و متصدیان در مورد بعد رسانه ای مکان های هنری پاسخ می دهد که می تواند به شیوه های مکان سازی کمک کند.
رسانههای اجتماعی میتوانند از مکانسازی حمایت کنند و کیفیت شهری مکانها را افزایش دهند (Halavais, 2014; Shirvanee, 2007). کیفیت شهری به پارامترهایی اشاره دارد که شخصیت و هویت متمایز مکان را تشکیل می دهند. مکان های متمایز نه تنها پتانسیل جذب مردم را توسعه می دهند، بلکه به احتمال زیاد شدت تعامل بین مردم و محیط شهری را نیز افزایش می دهند. هنگام بحث در مورد کیفیت مکانها، باید در مورد اهمیت روالهای روزمره (زندگی روزمره) در یک مکان معین، و همچنین علایق مشترک، نظرات و ارزشهای جمعی در مورد نحوه استفاده از این فضاها تأمل کرد (سرتو، 2013). میانجیگری در آن فعالیت ها و روایت ها به کیفیت مکان ها کمک می کند و به عنوان یک استراتژی مکان سازی عمل می کند. از آنجایی که کیفیت ها تابع ارزش ها و نظرات غالب هستند، بر این اساس تغییر می کنند. در جامعه جهانی شبکه ای، این مذاکرات و روند رو به افزایش در قلمرو دیجیتال اتفاق می افتد (پیکارد، 2011). بنابراین، رسانههای اجتماعی و ابزارهای آنلاین با حمایت از گفتوگوها و مشارکت، بهعنوان عوامل مکانسازی، ارتباط بازیگران محلی و میزبانی روایتی پراکنده درباره مکانها عمل میکنند. رسانههای اجتماعی با تأثیرگذاری بر مذاکره و روند مستقیماً به فعالیتهای مکانسازی در مکانها کمک میکنند.
بنابراین، برای برنامهریزی و حمایت از مکانسازی، باید بتوان روشی را که رسانههای اجتماعی در ساختن هویت مخاطبان، مکانها و مناطق کمک میکنند، بازنمایی و درک کرد. این روند کلی، زمانی که در مورد ساختمانها و مناطق مرتبط با هنر صحبت میشود، بیشتر وجود دارد، زیرا در مورد هنر، رسانههای اجتماعی حتی میتوانند پدیدههای خاصی را تحریک کنند (Haigney, 2018؛ Todd, 2020). کاوش در بعد رسانهای مکانهای هنری، توانایی ساختارشکنی و بازنمایی هویت آنها، و سوق دادن درک استراتژیهای مکانسازی به سطح بعدی، سودمند است، اگر نه حیاتی.
هدف این مقاله بررسی رابطه بین رسانههای اجتماعی و مکانهای هنری، درک آنچه مردم هنگام بازدید از مکانهای هنری و بهویژه موزهها از آنها عکس میگیرند، و نحوه نمایش و استفاده از این اطلاعات برای حمایت از عملکرد طراحان یا متصدیان نمایشگاه است. برای رسیدن به این هدف، مفهوم فضاهای هنری ترکیبی را معرفی می کنیم و از ایده گونه شناسی معماری برای نمایش فضاهای هنری ترکیبی استفاده می کنیم. مقاله به سوالات تحقیق زیر پاسخ می دهد:
مردم هنگام بازدید از موزه چه چیزی را در قالب تصاویر به اشتراک می گذارند؟
آیا الگوهای رفتاری در یک مکان و در بین مکان های مختلف وجود دارد؟
در بخش اول، به طور خلاصه به رابطه بین رسانه های اجتماعی و هنر و تعریف فضاهای هنری ترکیبی خواهیم پرداخت. ما روش شناسی بخش تحلیلی را شرح می دهیم. روش شناسی شامل مراحل زیر است:
جمعآوری دادهها: تصاویری را از اینستاگرام با اشاره به مطالعات موردی منتخب جمعآوری کردیم.
انتساب دستی و خودکار برچسبها: ما یک برچسب به هر تصویر نسبت دادیم که محتوای تصاویر را نشان میدهد و ویژگیهای بصری آن را با استفاده از زبان برنامهنویسی بصری “Grasshopper” برای نرمافزار طراحی و تجسم سه بعدی تجاری Rhino3D توسط McNeel مشخص کردیم.
خوشهبندی و نمایش دادهها با نقشههای خودسازمانده: ما تصاویر را در نقشههای خودسازمانده با استفاده از “Grasshopper” خوشهبندی کردیم.
سپس نتایج را ارائه می کنیم. دو نوع نتیجه وجود دارد: نتایج تحلیلی و نتایج تجسمی. هر دو نوع نتیجه از تفکر طراحی در مکانهای هنری پشتیبانی میکنند و به شیوههای متصدیان، طراحان نمایشگاه، برنامهریزان موزه و معماران کمک میکنند. اشکال تجزیه و تحلیل و تجسم که ما پیشنهاد می کنیم برای تسهیل اقدامات آنها است. به طور خاص:
تحلیل محتوا و مبانی گونهشناسیها ، روشهای تحلیلی کمی و کیفی را با هم ترکیب میکنند تا با یافتن الگوهایی بین محتوا و ویژگیهای بصری تصاویر، آنچه و چگونه در مکانهای هنری به اشتراک گذاشته میشود، کشف شود.
گونهشناسی فضاهای هنری ترکیبی همراه با تجسم مصنوعی ابزارهای طراحی هستند که به طراحان اجازه میدهند تا با یک ترکیب بصری برای سازماندهی و مرور دانش درگیر شوند.
مطالعه موردی اصلی سنگاپور است، که یک شهر جهانی با وضعیت اجتماعی-اقتصادی و هنری خاص است (فون ریچتوفن و همکاران، 2019). هر چیزی که از طریق نقشه های خودسازماندهی مشاهده می شود به مطالعه موردی مربوط می شود و برای مطالعه موردی معتبر است. سنگاپور در همان زمان می تواند به صورت نمادین به عنوان یک محیط شهری جهانی عمل کند، و برخی از پدیده هایی که از طریق تجزیه و تحلیل داده ها برجسته شده اند، عملاً در مکان های دیگر نیز قابل مشاهده هستند. با این حال، مقاله فعلی ابعاد محلی و جهانی پدیدههای مشاهدهشده را در زمینههای دیگر بررسی نمیکند، و در حال حاضر، خود را به مطالعه موردی سنگاپور محدود میکند و وظیفه تعمیم را به خواننده واگذار میکند که بتواند نتایج را به آن مرتبط کند. وضعیت خاص آن
این بخش بررسی ادبیات، رابطه بین هنر و رسانههای اجتماعی را معرفی میکند، سپس به تعریف فضاهای هنری ترکیبی میپردازد، ویژگیهای اصلی آن را مشخص میکند و مفهوم گونهشناسی را به فضاهای هنری ترکیبی گسترش میدهد.
این بخش روش شناسی تحلیل تجربی را معرفی می کند. این روش مبتنی بر تجزیه و تحلیل آماری، و همچنین بر روی نقشههای خودسازمانده (SOMs)، و یک روش خوشهبندی است که ما پیشنهاد میکنیم در مورد فضاهای هنری ترکیبی از نظر گونهشناسی فکر کنیم.
متدولوژی، شامل مراحل زیر است:
جمعآوری دادهها: تصاویری را از اینستاگرام با دو مجموعه اصلی با مراجعه به مطالعات موردی منتخب جمعآوری کردیم.
انتساب دستی و خودکار برچسب ها: ما ویژگی بصری را مشخص کردیم
در این بخش نتایج مختلفی را مشاهده می کنیم که به چهار دسته تقسیم می شوند:
گونهشناسی فضای هنر ترکیبی: برای گسترش امکان بحث در مورد گونهشناسی محتوای رسانهای در مکانهای هنری و کشف هویت رسانهای مکانهای هنری با استفاده از نقشههای خودسازماندهنده.
تجزیه و تحلیل محتوا: نتایج تحلیلی، از نسبت دادن برچسب های محتوا به تصاویر و تجزیه و تحلیل توزیع دومی در میان مطالعات موردی مختلف. این نتایج به بررسی دلایل برخی از مکانها میپردازد
این مقاله امکان استفاده از روشهای جدید تحلیل و بازنمایی را برای کشف استفاده از رسانههای اجتماعی بصری در مکانهای هنری در سنگاپور نشان میدهد.
این کار ما را برای استخراج الگوهایی در استفاده از رسانههای اجتماعی بصری مانند اینستاگرام در رابطه با مکانهای هنری در سنگاپور، و تجزیه و تحلیل و نمایش آنها به شکلی بصری توصیف میکند. ما چهار نوع مختلف از نتایج را پیدا کردیم که بینش خاصی را در مورد استفاده از رسانه های اجتماعی بصری در مکان های هنری در سنگاپور ارائه کردند.
نتایج در راه است